تحقیق آماده
زندگینامه حبیب بن مظاهر
با فرمت ورد آماده چاپ و صحافی
تعداد صفحات 24 صفحه است .
آماده چاپ و صحافی ، فقط کافی ست در محل های مشخص شده مشخصات خود را وارد نمایید و تحویل دهید .
فهرست مطالب :
مقدمه
تولد و دوران کودکی
محبت رسول خدا(ص) به حبیب
در دوران امیرالمومنین(ع)
آگاهی از علم بلایا و منایا
دوران خفقان اموی
دعوت از امام حسین(ع)
متن نامه حبیب و بزرگان کوفه به امام حسین(ع)
در کنار مسلم بن عقیل
دعوت امام حسین(ع) از حبیب بن مظاهر
پیوستن حبیب به امام حسین(ع)
یاری طلبی از بنی اسد
تبلیغ در جبهه
حبیب، قوت قلب اهل بیت امام حسین(ع)
گفت و گوی حبیب و زهیر با سپاهیان یزید
حبیب بر سر بالین یار دیرین اش
شور و شوق برای شهادت
فرمانده چناح چپ لشکر امام
شهادت حبیب
جریان سر حبیب
استغاثه امام از حبیب و دیگر یاران
فضایل و مناقب حبیب
1.علم حبیب
2.شجاعت حبیب
3.عبادت حبیب
4.زهد حبیب
5.مقام والای حبیب
منابع :
1.ابصارالعین فی انصار الحسین(ع)، محمد بن طاهر سماوی، ص56.
2.سفینة البحار، ج1، ص405.
3. مجالس المؤمنین، قاضی نورالله، ص308؛ اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 4، ص554 .
4.امالی منتخبه، ص49 به نقل از کتاب حبیب بن مظاهر، ص54-55.
5.اعیان الشیعه، ج4، ص554.
6.اعیان الشیعه، ج4، ص554.
1. الرجال، تقی الدین الحسن بن علی بن داود حلی، حبیب بن مظاهر.
2.طایفه «بنی اسد» افتخارات فراوانی داشت و افراد آن، خوش نام و خدمت گزار پیامبر و اهل بیت بودند. «حبیب» نیز از این طایفه بود.
3.ابصار العین فی انصار الحسین، ص56.
4. همچون شیخ طوسی و مؤلّف استیعاب و اسد الغابة.
1. بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج10، ص244؛ منتخب التواریخ، حاج محمد هاشم خراسانی، ص 278.
2.ابصار العین فی انصار الحسین، ص56.
3.امالی منتجبه، ص49، به نقل از حبیب بن مظاهر، ص54و55.
4.ابصارالعین فی انصارالحسین(ع)، محمد بن طاهر سماوی، 56.
5. انصار الحسین، شمس الدین، ص 66.
1.شیخ طوسی فضیل بن زبیر را از یاران و اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام دانسته است. (رجال شیخ طوسی، ص 272 و 132.)
2.رجال الکشی، ص 78، ش133؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج2، ص 328.
1.الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص36؛ تاریخ الامم و الملوک، محمد بن جریر طبری، ج4، ص261؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج2، ص228؛ مقتل الحسین(ع)، ابی مخنف، ص15.
2.اعیان الشیعه، ج4، ص554؛ الارشاد، شیخ مفید، ص203.
3.الإرشاد، شیخ مفید، صص204 و 203.
1.الارشاد، شیخ مفید، ص209.
2..تاریخ یعقوبی، ج2، ص241.
1.تاریخ طبری، ج7، ص237.
2.اعیان الشیعه، ج4، ص554؛ ابصار العین فی انصار الحسین ص57.
1. اعیان الشیعه، ج4، ص554؛ معالی السبطین، ج 1، ص 37..
1.بحارالانوار، ج44، ص386.
1. تاریخ طبری، ج7، ص310؛ ارشاد، شیخ مفید، ص227.
2.ظاهرا قره وقتی به خود آمد که بسیار دیر شده بود. او در عصر عاشورا تنهایی اسیران را دید و آه و سوگواری آنان را بر سر نعش شهدا شنید و آنها را نقل کرد. ناقل این صحنهها به خصوص سخنان زینب، همین قرة بن قیس است.
3. تاریخ طبری، ج7، ص329؛ ارشاد، شیخ مفید، ص234.
1. عبدالحسین شرف الدین، المجالس الفاخره فی ماتم العترة الطاهرة، ص92 - 94.
1.قصه کربلا، ص255؛ مقتل مقرم، ص218.
2. تاریخ طبری، ج7، ص329؛ ارشاد، ص234.
3.الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص89.
1.انساب الاشراف، بلاذری، ج3، ص184.
2.ابصار العین، ص61.
3.احزاب(33)، 23.
1.ابصار العین، ص 56 و 57.
2.در حاشیه برخی از نسخه های رجال کشی به جای یزید بن حصین، بریر ذکر شده است. و در تاریخ طبری، ج4، ص321 این جریان به عبدالرحمن بن ربه و بریر بن حضیر نسبت داده شده است.
3.رجال کشی، ص53؛ حیاة الامام الحسین، ج3، ص175.
4.حیاة الامام الحسین، ج3، ص176.
1.تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص429؛ الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص95، تاریخ طبری، ج5، ص429.
1.تاریخ طبری، ج5، ص439؛ دائرة المعارف الحسینیه، ج5، ص166.
2.تاریخ طبری، ج7، ص348.
1.اعیان الشیعه، ج4، ص555.
2.نفس المهموم، ص272؛ قصه کربلا، ص307.
3.ابصار العین، ص59.
4.تاریخ طبری، ج5، ص439.
5.ابصار العین، ص 60؛ تاریخ طبری، ج5، ص440.
1.حیاة الامام الحسین(ع)، ج3، ص274.
2.المفید فی ذکری السبط الشهید، ص115؛ قصه کربلا، ص359.
1.سید محسن امین ، المجالس السنیه فی مناقب و مصائب العتره النبویه ، ج 1.
2.امالی منتخبه، ص 49.
3.تسبیح یعنی سبحان الله گفتن، تحمید یعنی الحمدلله گفتن و تهلیل یعنی لااله الا الله گفتن.
4.بحارالانوار، ج60، ص311.
5.ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، محمد بن طاهر سماوی، ص56 .
6.ابصارالعین، ص104 .
7.الفتوح، ابومحمد احمد بن علی اعثم کوفی، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی (از محققان قرن ششم هجری) تصحیح: غلامرضا طباطبایی مجد، ص 795.
1.همان، ص891.
2.الاخبارالطوال، ابوحنیفه الدینوری، تحقیق: عبدالنعیم عامر، ص286؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص191.
3.الاخبارالطوال، ابوحنیفه دینوری، ص286؛ تاریخ یعقوبی، ج2، ص191.
4.اعیان الشیعه، سیدمحسن امین، ج4، ص554 .
5.ترجمه نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص343 .
6.رجال کشی.
7.نهج البلاغه، خطبه همام.
1.فوائد الرضویه، ص67.
فونت های مورد نیاز : b titr و b trafic
فرمت فایل : word 2003
رمز فایل : docfarsi.com
مشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : امید محمدی
شماره تماس : 09114457780
ایمیل :docfarsi1@gmail.com
سایت :docfarsi.sellfile.ir
برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...
پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:19
مقدّمه :
یکی از امور حساس وبحث انگیز در مدرسه ، ارزشیابی کارکنان مدرسه است . چنانچه به فرایند ارزشیابی کارکنان وصحت انجام ان دقت لازم به عمل نیاید ، در پایان هر دوره ارزشیابی کارکنان در مدرسه ، دچار دردسرهای گوناگونی خواهیم شد.
به نظر “ دراکر ” هرچه یک مدیر در باره ی ضعف زیردستانش کمتر بداند بهتر است.
مهم آن است که از نقاط قوت آنها اگاهی یابد معلم یا کارمند چه کاری می تواند انجام دهد. و چه کاری انجام داده است . دانستن این که یک شخص چه کارهایی می تواند انجام دهد به مراتب مهم تر از این است که بدانیم او چه کارهایی را نمی تواند . مهم این است که سعی کنیم تا نقاط قوت زیردستان را پرورش دهیم و کار زیادی به نقاط ضعف آنها نداشته باشیم. در باره ی نقاط ضعف پیشنهاد می شود مدیران مدارس به طور ادواری در باره ی نقاط ضعف معلمان و کارکنان مدرسه شان با انها صحبت کنند تا به بهبود انها کمک شود.
به عقیده دراکر تأکید بر نقاط ضعف که در بیشتر فرمهای ارزیابی و جود دارد کاملاً نادرست است . زیرا بحث رئیس و مرئوس در باره نقاط ضعف همیشه ناخوشایند است و روابط بین آنها را سردتر می کند. این روش رضایت بخش نیست بویژه آنکه مجبورند همیشه با هم کار کنند.
بنابراین بهتر است در طی سال ، معلمان و کارکنان مدرسه خود را به طور مستمر ارزیابی کنیم . اگر ارزیابی کارکنان را جمع آوری اطلاعات بر اساس معیار ویژه برای تصمیم گیری در مورد پیشبرد کار ومهارت های مورد نیاز آنان ، تعریف کرده و ارزشیابی را جمع آوری اطلاعات به منظور داوری کردن بدانیم ، نتیجه می گیریم که ارزیابی ( یعنی تحت نظر مدیر بودن ) برای همه کارکنان انگیزش به حساب می آید ، در حالی که ارزشیابی پی در پی در مورد بسیاری از کارکنان انگیزش را از بین می یرد.
مشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : یعقوب ذاکری
شماره تماس : 09017568099 - 07642351068
ایمیل :shopfile95.ir@gmail.com
سایت :shopfile95.sellfile.ir
برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...
پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل
رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!
یه دو قلو بعد ۹ ماه بدنیا نمیان ! میرن سونوگرافی میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره میگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون .
جک لری
یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
♣♣ از لره میپرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.
♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!
♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!
♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو
♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!
♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال
♣♣ قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو
♣♣ لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!
♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!
♣♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
♣♣ یک لر بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت
♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند
♣♣ لره گوزید و مردم سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد
♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن
♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم
♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره
♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه
♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم
♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!
♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده
♣♣ از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری
♣♣ به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه تا دیروز برادرم جى ال ایکس داشت!!!
♣♣ بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن ، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه ، تا اینکه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بکنین تو کونش ، ملت کف می کنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بکنیم تو ، لره می گه : تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!
♣♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانیها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو
♣♣ از یه لره میپرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میکنند!
♣♣ میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!
♣♣ لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح یک رکعت بدون وضو
♣♣ یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند
♣♣ یکی می پرسن میدونی شباهت خورشید با لر چیه ؟ میگه نه بهش میگن هر دوشون از پشت کوه در میان
♣♣ یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه
♣♣ لره میره توالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! لره میگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بید!
♣♣ لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که ان بید ، چند بید ؟ …!!!
♣♣ لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.
♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome
♣♣ لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد
یارو داشته تو پارتی میخونده: میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم… یه دفعه کمیته میریزه تو پارتی. یارو ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم
جک لری، قزوینی، ترکی
ترکا یه نفرو محکوم به اعدام در اتاق گاز می کنن . وقتی می برنش می بینه اتاق سقف نداره . میگه : این چه اتاق گازیه که سقف نداره ؟ ترکا می گن : کپسول گاز که خورد تو سرت می فهمی.
--------------------------------------------------------------------------------------
بعد از تمام شدن نماز تو قزوین، قزوینیه به بغلی میگه: قبول باشه، به جلویی میگه: دمت گرم حال دادی، به پشت سری میگه: حالتو میگیرم .
--------------------------------------------------------------------------------------
ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی
--------------------------------------------------------------------------------------
زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج، اجازه همسرشو میبره، میگن: قبول نیست، شما باید استشهاد محلی بیارید.
--------------------------------------------------------------------------------------
یه ترکه پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی میکنه، میره انگشت میکنه تو کون راننده قطار
--------------------------------------------------------------------------------------
به پیرزنه میگن: سایز سوتین شما چنده؟ پیرزنه جواب میده: من از این سوسول بازیها خوشم نمیاد، میکنم تو شلوارم!
--------------------------------------------------------------------------------------
یه زن بیوه از یکی میپرسه: فرق بسیجی با چریک چیه؟ طرف میگه: بسیجی از جلو حمله میکنه اما چریک از عقب حمله میکنه، بیوه آهی میکشه و میگه: یادش بخیر، خدا بیامرزتش، هم بسیجی بود و هم چریک.
--------------------------------------------------------------------------------------
یه ترکه فیلم جنگی میدیده، فیلم که تموم میشه، سینه خیز میره تلویزیون رو خاموش کنه!
--------------------------------------------------------------------------------------
یه روز یه «ترکه» با یه «لره» دعواش میشه، مردم میگن: بزن تو فکش، ترکه نمیدونسته فک کجاست، با لگد محکم میزنه تو کون لره، لره کونشو میگیره و داد میزنه: آی فکم .
جک لری
برای یه لره اس.ام.اس میاد . میگه : آخ جون جوک .....میپره گوشیشو برمیداره بعدش می بینه جوک نبوده کلی ضایع می شه مثل تو که الان همین فکر و کردی و ضایع شدی
________________________________________
اگه نیوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو می دید معنای حقیقی جاذبه رو می فهمید
یک روز توی جهنم میبینمت.آخه هر ? جهنمی هستیم: تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من هم به جرم اینکه تو رو پرستیدم
اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ
ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده
نبرد رستم و لر:
چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!
به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام
لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم
دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!
به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید
یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از کجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینکه کتتون داخل شلوارتونه.
یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره
به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین کام باشی
یه دو قلو بعد ۹ ماه بدنیا نمیان ! میرن سونوگرافی میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره میگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون .
جک لری
یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
♣♣ از لره میپرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.
♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!
♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!
♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو
♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!
♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال
♣♣ قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو
♣♣ لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!
♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!
♣♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
♣♣ یک لر بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت
♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند
♣♣ لره گوزید و مردم سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد
♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن
♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم
♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره
♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه
♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم
♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!
♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده
♣♣ از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری
♣♣ به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه تا دیروز برادرم جى ال ایکس داشت!!!
♣♣ بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن ، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه ، تا اینکه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بکنین تو کونش ، ملت کف می کنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بکنیم تو ، لره می گه : تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!
♣♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانیها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو
♣♣ از یه لره میپرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میکنند!
♣♣ میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!
♣♣ لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح یک رکعت بدون وضو
♣♣ یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند
♣♣ یکی می پرسن میدونی شباهت خورشید با لر چیه ؟ میگه نه بهش میگن هر دوشون از پشت کوه در میان
♣♣ یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه
♣♣ لره میره توالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! لره میگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بید!
♣♣ لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که ان بید ، چند بید ؟ …!!!
♣♣ لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.
♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome
♣♣ لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد
یارو داشته تو پارتی میخونده: میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم… یه دفعه کمیته میریزه تو پارتی. یارو ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم
جک لری، قزوینی، ترکی
ترکا یه نفرو محکوم به اعدام در اتاق گاز می کنن . وقتی می برنش می بینه اتاق سقف نداره . میگه : این چه اتاق گازیه که سقف نداره ؟ ترکا می گن : کپسول گاز که خورد تو سرت می فهمی.
--------------------------------------------------------------------------------------
بعد از تمام شدن نماز تو قزوین، قزوینیه به بغلی میگه: قبول باشه، به جلویی میگه: دمت گرم حال دادی، به پشت سری میگه: حالتو میگیرم .
--------------------------------------------------------------------------------------
ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی
--------------------------------------------------------------------------------------
زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج، اجازه همسرشو میبره، میگن: قبول نیست، شما باید استشهاد محلی بیارید.
--------------------------------------------------------------------------------------
یه ترکه پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی میکنه، میره انگشت میکنه تو کون راننده قطار
--------------------------------------------------------------------------------------
به پیرزنه میگن: سایز سوتین شما چنده؟ پیرزنه جواب میده: من از این سوسول بازیها خوشم نمیاد، میکنم تو شلوارم!
--------------------------------------------------------------------------------------
یه زن بیوه از یکی میپرسه: فرق بسیجی با چریک چیه؟ طرف میگه: بسیجی از جلو حمله میکنه اما چریک از عقب حمله میکنه، بیوه آهی میکشه و میگه: یادش بخیر، خدا بیامرزتش، هم بسیجی بود و هم چریک.
--------------------------------------------------------------------------------------
یه ترکه فیلم جنگی میدیده، فیلم که تموم میشه، سینه خیز میره تلویزیون رو خاموش کنه!
--------------------------------------------------------------------------------------
یه روز یه «ترکه» با یه «لره» دعواش میشه، مردم میگن: بزن تو فکش، ترکه نمیدونسته فک کجاست، با لگد محکم میزنه تو کون لره، لره کونشو میگیره و داد میزنه: آی فکم .
جک لری
برای یه لره اس.ام.اس میاد . میگه : آخ جون جوک .....میپره گوشیشو برمیداره بعدش می بینه جوک نبوده کلی ضایع می شه مثل تو که الان همین فکر و کردی و ضایع شدی
________________________________________
اگه نیوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو می دید معنای حقیقی جاذبه رو می فهمید
یک روز توی جهنم میبینمت.آخه هر ? جهنمی هستیم: تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من هم به جرم اینکه تو رو پرستیدم
اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ
ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده
نبرد رستم و لر:
چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!
به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام
لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم
دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!
به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید
یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از کجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینکه کتتون داخل شلوارتونه.
یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره
به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین کام باشی
مشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : یعقوب ذاکری
شماره تماس : 09017568099 - 07642351068
ایمیل :shopfile95.ir@gmail.com
سایت :shopfile95.sellfile.ir
برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...
پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایلمشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : علیرضا دهقان
شماره تماس : 09120592515 - 02634305707
ایمیل :iranshahrsaz@yahoo.com
سایت :urbanshop.ir
برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...
پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایلمشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی
شماره تماس : 09195145166
ایمیل :mohandesbartar@gmail.com
سایت :fileyar.ir
برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...
پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل