فصل دوم پایان نامه حیا 36 ص - فصل دوم پایان نامه حیا 36 ص
فصل دوم :
حیا در فرهنگ دینی
1-2 حیا در فرهنگ دینی :
در قرآن کریم در مواردی به مفهوم "حیا" تصریح شده از جمله در سوره بقره میفرماید:
"خداوند شرم نمیکند از آنکه به پشه (کوچک) و چیزی بزرگتر از آن (عنکبوت)، مثال بزند".
در اینجا منظور بیان حقیقت در مقابل دشمنان و معاندان و شرم نداشتن از تمثیلی ابتدایی برای بیان مفاهیمی عالی است. در آیه دیگری از سوره قصص به بُعد کاربردی حیا توجه شده و راهکاری عملی برای انسانهای خدا ترس ارائه میگردد و آن مربوط به رعایت حیا از جانب دختران شعیب در دیدار با حضرت موسی است:
(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنّ أَبی یَدْعُوک)؛ "یکی از آن دو که با کمال حیا راه میرفت، باز آمد و خطاب به موسی گفت: پدرم تو را خوانده است".
در این آیه برای نشان دادن حالت حیا نزد دختر شعیب، کلمه استحیاء به صورت نکره آمده که منظور، تجلی عفت و نجابت و دوری از هر گونه دلبری در راه رفتن و عینی شدن حیاست، که وجه شرم دختران از نامحرم و پرهیز از کوچکترین خطای اخلاقی مد نظر میباشد.
علاوه بر قرآن، در منابع غنی روایی به تعریف و کاربرد ویژگی حیا برای مسلمانان پرداخته شده و سنت پیشوایان دین در این زمینه بهترین الگو میباشد. رسول خدا(ص) که خود باحیاترین مردم روزگار میباشد، فرمود: "ایمان، پیکری است برهنه که لباسش حیاست". مطمئناً اگر حیا از بین افراد جامعه رخت بربندد ، ایمانشان دستخوش دگرگونی و بیثباتی میشود و آثار زیانبارش روابط سالم انسانی و خانوادگی را متزلزل میسازد.
"حیا" منشأ هر چیزی است و امام صادق(ع) فرمودند: "اگر حیا نباشد، هیچ مهمانی احترام نمیشود و به هیچ وعدهای وفا نمیشود و هیچ حاجتی برآورده نمیشود". پس باید در نهادینه شدن این عنصر و حالت درونی کوشید و سعی کرد فرهنگ جامعه را به سوی فضای عاری از زشتیها هدایت کرد؛ طوری که حالت شرم و حیا سبب شود انسانها به دلیل کرامت خدادادی، نظارت الهی و ثبت اعمالشان، از ارتکاب هر زشتی و گناهی بپرهیزند و صفت حیا را بیش از پیش زنده و پویا نگه دارند.
2-2 کمرویی، حیا نیست
خیلی از اوقات در جامعه، "کمرویی" به حیا تعبیر شده و بار ضد ارزشی آن بر حیا حمل میگردد. برای روشن شدن مطلب گفته میشود اگر صفت حیا را نقطه تعادل در نظر بگیریم، عبور از آن و یا نادیده گرفتنش، بیحیایی نامیده میشود و عقب ماندن از آن یا انحراف از هدف اصلی را کمرویی و خجالتزدگی مینامند. شخص کمرو نه به دلیل پاکدامنی بلکه بر اساس خود کم بینی، جهالت و ضعف نفسانی ممکن است به این عارضه دچار شود، در حالی که فرد باحیا از انجام کارهای قبیح دوری میکند. ولی انسان کمرو به جهت انگیزه های یاد شده، عمل نیکی را در مقابل دیگران ترک میگوید و جرأت اظهار وجود یا استقلال عمل را ندارد.
فعل انسان با حیا، ترک عمل زشت و آن یک ارزش به حساب میآید اما عمل فرد کمرو، ترک فعل نیک و حاصلش نوعی ضد ارزش است.
امام سجاد(ع) در بیان ویژگی های مؤمن، به کار خیر اشاره کرده و میفرماید: "مؤمن کار خیر را نه به خاطر ریا انجام میدهد و نه به خاطر کمرویی ترک میکند".
ریشههای کمرویی در افراد متفاوت است و با اینکه یکی از وجوه مشترک حیا و کمرویی ترس است امّا بروز این حالت در افراد کمرو در خیلی از اعمال و رفتارشان مشهود است و بدون هدف و منظوری آنان را با ترس و خجالت، هنگام راه رفتن، حرف زدن و پرسیدن و معاشرت با دیگران گرفتار مینماید.
رسول خدا(ص) در بیان ریشه شرم میفرماید: "الحیاء حیاءان، حیاءُ عقل و حیاءُ حمق، فحیاء العقل، هو العلم و حیاء الحمق، هو الجهل؛ حیا بر دو قسم است: حیای عقل و حیای حماقت؛ حیای عقل، همان علم است و حیای حماقت، همان جهل".
بنابراین نادانی، یکی دیگر ار ریشههای کمرویی است. چنین افرادی غالباً از اجتماع گریزاناند و در هنگام حضور، قادر به بیان نیاز خود نبوده و دچار شرمی ناپسند میشوند.
علاوه بر جهل ممکن است فرد کمرو از نوعی ناتوانی رنج ببرد. امیرمؤمنان علی(ع) آفت حیا را ناتوانی شمرده و شخصی را که به دلیل کمرویی، زمینه محرومیت خویش از خیرات، نیکیها و دانش را فراهم نموده، نکوهش میکند و میفرماید: "هر کس کمرو باشد، محروم خواهد بود".
در بیانی واضحتر پیرامون کمرویی با ریشه ناتوانی باید گفت: اگر ویژگیحیا در اختیار فرد صاحب علم و توانا قرار بگیرد، وجه مثبتش به کار میافتد و نتیجهاش بازدارندگی در موقعیتهای خطرساز گناه است ولی نزد انسان ضعیف النفس، کارکردش منفی شده و باعث کمرویی و عدم توفیق میشود. رسول خدا(ص) حیا را این گونه معرفی کرده و میفرماید:
"حیا دو گونه است: یکی، حیای ضعف و دیگری، حیای قدرت؛ اسلام و ایمان".
و چه بسا این ضعف و ناتوانی، عامل تسلیم شدن و کوتاه آمدن فرد شود و در برابر دیگران از موضع خود عقب نشینی کند و به خواستهاش نرسد و یا اجازه دهد دیگران به قلمرو وی وارد شوند و به جایش تصمیم گرفته، از او سوء استفاده کنند.
3-2 حیا و عفتورزی
واژه حیا و عفت در بسیاری از متون کنار هم آمدهاند و دلیلش آن است که استمرار حیا، آدمی را به عفت و پاکدامنی سوق داده و در نهایت، انسان را از ارتکاب گناهانی چون: خوردن مال حرام (عفت شکم)، فحشا (عفت جنسی) و دشنام (عفت زبان) باز میدارد.
البته باید اذعان کرد که قلمرو حیا، فراگیر و مربوط به موضوع خاص و محدودی نمیباشد. زندگی اولیای الهی همواره با حیا و عفت قرین بوده و بهترین الگو برای مشتاقان کمال جو و طالبان سعادت است.
4-2 برخی از اسوه های حیا و پاکدامنی
4-2-1 حیای زلیخا
اولین سنتگرا پیغمبر بود. او می گوید، من نمی گویم. «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى» او از سر هوس سخن نمی گوید. هرچه می گوید وحی ای است که به او شده است.
آنچه که در این باب می گوید، با فطرت ا
مشخصات فروشنده
نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی
شماره تماس : 09195145166
ایمیل :mohandesbartar@gmail.com
سایت :fileyar.ir