فایلوو

سیستم یکپارچه همکاری در فروش فایل

فایلوو

سیستم یکپارچه همکاری در فروش فایل

پژوهش و پایان نامه قدمگاه و زیارتگاه ها94 ص

پژوهش و تحقیق پایان دوره قدمگاه و زیارتگاه ها 94 ص
پژوهش و تحقیق پایان دوره قدمگاه و زیارتگاه ها 94 ص - پژوهش و پایان نامه قدمگاه و زیارتگاه ها94 ص



فصل اول :
معانی و مفاهیم قدمگاه و زیارتگاه ها
مقدمه:
بانگاهی به مولفه های فطری انسان در می بابیم که انسان همواره طالب کمال در ابعاد حقیقت طلبی ، زیبایی دوستی ، اخلاق ، علم دوستی و... می باشد وبه تبع آن صاحبان این کمالات را دوست می دارد وبه انها نگاه ویژه دارد و علما روشن ضمیر در اثار خود به کرات این نکته را آورده اند که فلسفه ارتباط وعبادت ونیاز انسان به خدا از همین کمال دوستی نشات می گیرد .معارف نظری هر مکتبی نیازمند راهنمایی عینی و عملی و الگویی مقدس است که با عمل وحرکت خویش انسان را بسوی حقیقت ها وزیبایی ها رهنمون سازد( اسوه حسنه) .این الگوی عملی ، برای انسان های دیگر بسان چراغی برای پیدا کردن راه و معیار وسنجشی برای دوری از انحراف وگام برداشتن در مسیر تعالیم آن مکتب می باشد . زیارت گامی در راستای همین هدف یعنی الهام گرفتن از اسوه ها است. به نظر عقل سلیم چه ملاک ومعیاری بهتر از کسی که نفس الهی داشته وخود در این مسیر ثابت قدم بوده وهمواره با خطرها و آسیب ها اشنا بوده است .در حقیقت زیارت مانند آیینه ای است که انسان خود را در مقابل آن انسان صاحب کمال می گذارد وبه کاستی ها ونقاط قوت وضعف و زاویه گرفتن ها در خویش پی می برد . بی‌شک، تشویق به زیارت اولیای الهی، برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های مقدسی است که در متن و کانون دین وجود دارد در واقع، زیارت وسیله‌ای است برای ارتقای معنوی و رشد روحی.
زیارتگاه‌ها یکی از عناصر اجتماعی، فرهنگی یک قوم یا یک ملت محسوب می‌شوند. عناصری که نه تنها دارای کارکردهای اجتماعی هستند، بلکه جایگاه ویژه‌ای برای بروز رفتارهای فرهنگی خاص و همچنین تبادلات فرهنگی نیز به حساب می‌آیند. علت و انگیزه‌هایی برای پیدایی و به وجود آمدن این اماکن مقدس هست که ساختن یک مزار را علاوه بر تمایلات مذهبی، دارای انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی و روانی نیز می‌سازد. از آنجا که اماکن مقدس در ارتباط مستقیم با فرهنگ یک قوم قرار دارند و فرهنگ نیز زاییده پدیده‌های اجتماعی – اقتصادی، مذهبی، تاریخی و سیاسی همان قوم است؛ بنابراین می‌توان زیارتگاه‌ها را در ارتباط با همه این پدیده‌ها دانست. کارکردهای زیارتگاه‌ها بسیار متنوع و متعدد است

معانی قدمگاه :
در لغتنامه های پارسی، قدمگاه به معنی جای نهادن قدم، طهارت خانه، جایی که پای پیامبری یا امامی و یا یک ولی به آنجا رسیده باشد یا اثری از آن در سنگ باشد، آمده است. البته در اینجا منظور همان معنای سوم است.در ایران قدمگاه های بسیاری وجود دارد که هر کدام را به یکی از امامان و یا پیامبران نسبت می دهند.
علت قداست قدمگاهها این است که در تفکر شیعی، ائمه و بزرگان دین جایگاه بس بلند داشته و دارای کرامات هستند،لذا هر مکان و هر چیزی که منتسب به آن بزرگواران باشد مورد احترام و تقدیس قرار می گیرد.
رد پای ائمه بر سنگ ها که با عنوان قدمگاه ها یاد می شود، واقعیت نداشته و نوعی مبالغه گرایی است که معمولاً از سوی توده مردم و غالباً بر اساس یک خواب، شکل گرفته و در جامعه فرهنگ سازی شده و شهرت یافته است. البته ائمه از برخی سرزمین ها عبور نموده اند،و همین عبور فواید و پیامدهای معنوی و مادی داشته؛ اما باقی ماندن رد پای آن حضرات بر سنگ ها خالی از واقعیت است، یا حداقل اثبات آن بسیار مشکل است.



معنای لغوی و اصطلاحی زیارت
زور : به فتح ( زا ) قصد و میل است ، زیارت در لغت ، دیدار کردن با قصد را گویند که در ریشه این واژه ، مفهوم میل و گرایش نهفته است ؛ گویی زیارت کننده از دیگران روی گردانده و به سوی زیارت شونده تمایل دارد و قصد او را کرده است . [1]زرتُ فلاناً : او را سینه به سینه ملاقات کردم یا رجل زائرٌ ، و قوم زور : مردی و قومی زیارت کننده . [2]ریشه « زور » در قرآن ، چهار بار به صورت زُرْتُمْ ، تزاوَرُ ، الزور ، زوراً آمده است مثل : ( حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ). [3]
« الزیارةُ » لغةٌ هی الحضور عندَ المزورِ ولکنّها فی عُرفِ الشیعة هی الحضورُ فی اِحدَی المَشاهدِ المقدّسةِ » ؛ حضور در پیشگاه شخص به جسم و جان ، با توجه قلبی و حضور دل نسبت به اولیای خدا زیارت است و زیارت یکی از اعمال پسندیده و سنت های برجسته است که در احادیث معصومین ( علیهم السلام ) به آن تأکید شده است .

بررسی مفهومی واژه زیارت
در فرهنگ و اصطلاح مذهبی زیارت نوعی دیدار خاص (توام با اکرام) از بزرگان و پیشوایان دینی است چه به حسب ظاهر در قید حیات باشند و یا از دار دنیا رخت بر بسته باشند. در اصطلاح دینی زیارت تمایلی است که افزون بر میل و حرکت حسی ، قلب هم گرایش جدی پیدا کرده و به مزور نیز با تکریم و تعظیم قلبی و انس روحی همراه باشد.[4]
زایر یعنی مشتاق دیدار ، عاشق و دعوت شده به محفل دوست ، مجاهد در راه خدا ، مدافع حریم و ولایت ، محب باوفای اهل بیت علیهم السلام. [5]
بطورکلی زیارت را می توان از دو نگاه تعریف کرد : نگاه دینی زیارت مجموعه ای از مناسک با معنای مشخص است و هدف از آن تقویت تجربه و پایبندی دینی است. هدف از زیارت، نیز درک این تجربه و افزایش پایبندی است و لذا مرکزیت در این دیدگاه، عمل زیارت و تجربه در پس آن است و نه نماد یا نهاد زیارتی. و از منظر تعریف گردشگری، زیارت سفری است که با قصد دیدار یا استفاده از جاذبه زیارتی صورت می گیرد و مرکزیت و نقطه ثقل در این دیدگاه، جاذبه گردشگریی است که مومنان را به سوی خود می کشاند.

حکمت و فلسفه زیارت
از آن جا که فطرت عبارت است از ویژگی های آفرینشی و تکوینی وجود انسان که با حیات عقلانی او هماهنگ است ، بدین جهت ملاک تعالی و تکامل انسان به شمار می رود و با معیارهای حیات طبیعی و غریزی انسان قابل توجیه نیست ؛ از این رو فطریات از نوعی قداست برخوردارند و جنبه ارزشی دارند . میل به دیدار و زیارت خدای تعالی نیز به عنوان یکی از مصادیق نیاز به یک امر مقدس و مفهوم قدسی و شایسته پرستش و تعظیم بشر به شمار می رود. [6]
ابوسعید ابوالخیر ، از شیخ الرئیس بوعلی سینا ، درباره تشرف به زیارت ، پرسشی می کند . ایشان در پاسخ می گوید : « در این هنگام ( هنگام تشرف به زیارت ) اذهان ، صفای زیادتری پیدا کرده ، خاطره ها با تمرکز شدیدتری جلوه نموده و باعث نزدیکی به خداوند می گردد. وجلوه ای از فیوضات را در خویش می یابد و احساس « تصعید وجودی » می کند ، خود را به خدا نزدیک تر می یابد ، دلش شکسته تر می شود ، با فطرتِ خدا آشنای خود ، صمیمی تر و درگوشی تر به نجوا می پردازد ، و تصمیم بر توبه ها و انابه ها ، از رهگذر همین توجه ها و تقرب ها پدید می آید .[7]

فلسفه زیارت
حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) در خاستگاه وفلسفه زیارت می فرمایند : تعظیم، تکریم، گرامی داشت ویاد کردن انسانهای شایسته‌، هنرمند‌، فرهیخته‌، فرهنگ ساز، نقش آفرین، مصلح، متحول کنندگان تاریخ و .... نیز زنده نگه داشتن نام و یاد آنان پس از مرگ، لازمه ی محبت ، عشق ارادت انسان به نیکی ها و کمالات است و ریشه در فطرت و سرشت آدمی دارد. امروزه شاهدیم که ملتها و ملیتهای مختلف بزرگان علم، ادب و هنر خویش را با برگزاری سمینارها، همایشها، کنفرانس ها و ... گرامی می‌دارند. فضایل و کمالاتشان را بر می‌شمارند، این نکوداشت ها اختصاص به عصر حاضر ندارد بلکه در طول تاریخ ادامه داشته، هر چند که در کیفیت و کمیت مختلف بوده است. تلاش جوامع گوناگون برحفظ آثار نیکان و احیای میراث گذشتگان و رواج موزه‌ها نمونه ای از نکوداشت مفاخر نیاکان است. حتی بت پرستان نیز از آن جهت در برابر هیاکل چوبی و سنگی کرنش می‌کنند که آنها را صاحب کمال و برخوردار از جمال می‌پندارند هر چند در آن پندار و این کردار صائب نیستند. زیارت ، تکریم این گونه ارزش هاست ، و احیای قداست منسوب به اولیای خداوند با هدف ارتقای معنوی است . وقتی در زیارت ، انسان ناقص ، در برابر انسان کامل قرار می گیرد و به آن مدل و الگو توجه می کند ، انگیزه کمال یابی ، او را به قرب معنوی به خدا می کشد و زیارت ، مایه تقرب می گردد. زیارت، اعلام وفاداری صادقانه ی مرید است به مراد، ابراز علاقه‌ی مطیع است به مطاع و اعلام خود فراموشی جان بر کف مخلص است نسبت به جانان. زیارت عرضه‌ی خویشتن بر ترازو و ابزار سنجش است. زیارت‌، سفری مشتاقانه آگاهانه و عاشقانه است که از سرای دل آغاز می‌شود، از راه دل عبور می کند و سرانجام نیز در منزل دل به مقصد ومقصود می‌رسد و بار بر زمین می‌نهد. [8]
محبوب ترین بندگان نزد خداوند همان انسان های کامل و برگزیدگانی هستند که قلّه های بلند تقوا و فضیلت را به وجود آورده اند . چهارده نور مقدسی که به انسان و فرشتگان پرستش ذات باری تعالی را آموختند ، معصومانی که خداوند ایشان را از هر لغرش ، اشتباه ، خطا ، نادرستی و . . . . پاک و دور نگاه داشته است . محبت ورزیدن به این وجودهای مبارک یک دستور الهی است و نیز کسی که آنها را دوست بدارد ، خدا را دوست داشته و دشمنان آنان در ردیف دشمنان خداوند هستند [9]
خداوند خطاب به حضرت آدم می فرماید : اهل بیت پیامبر بهترین مخلوقات من می باشند که به سبب وجود آنان به بندگان ثواب و عقاب داده می شود و باید در درگاه من به آنان توسّل جُست و هر گاه به تو ابتلائات دست دهد این وجودها را نزدم شفیع قرار ده و به وسیله آنان طلب حاجت نما و من سوگند یاد کرده ام هر کس ایشان را در درگاه من شفیع خود قرار دهد و به وسیله آنان نیاز خود را مطرح کند ، درخواستش را اجابت کرده و شفاعت آنان را بپذیرم. [10]
2- اقسام زیارت
1-2- زیارت به حواس ظاهره (حسّی) :
در چنین زیارتی انسان با حواس ظاهره مانند نگاه و مصافحه و بوسیدن ، مزور ( زیارت شونده) را زیارت می کند . زیارت حسی به تنهایی فضیلتی ندارد چنان که منافقین هم زیارت حسی داشته اند . ولی در دل بغض این عزیزان را در دل داشته اند .

2-2- زیارت در عالم خیال :
زائر در چنین حالتی بزرگوارانی را که در حضورش نیست در ذهن و خیال خود زیارت می کند مثلا با عکس وسایر نمادهای منسوب به آنان زیارت می کند .
امشب زغمت میان خون خواهم خفت از بستر عافیت برون خواهم شد
باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگری که بی تو چون خواهم خفت

3-2- زیارت با دل :
در چنین زیارتی زائر از سویدای دل با مزور ارتباط برقرار نموده و او را زیارت می کند . در زیارت دل که زیارت حقیقی هست بعد زمانی و مکانی تأثیری ندارد . گر چه دوریم به یاد تو سخن می گوئیم بعد منزل نبود در سفر روحانی
زیارت در تاریخ
زیارت دیداری مشتاقانه و احترام آمیز است ، زیارت یک انگیزه فطری در بشر دارد و انسان به طور فطری پیشوایان دینی و رجال خدمتگزار سیاسی و اجتماعی را در حال حیات بزرگ می شمارد. آداب خاص همراه با خواندن ادعیه بر مرقد بزرگان دینی یا ملی میان تمام ملل و پیروان مذاهب به اشکال گوناگون رایج بوده و این نشان می دهد که زیارت و تکریم انسان های برجسته و صاحب کمال ، حتی بعد از مرگشان ، ریشه در فطرت بشر دارد.(هاشمی رفسنجانی،1386 ،ص227)
در حقیقت زیارت قبور بزرگان به بزرگداشت دین و علم و صلاح بر می گردد و ریشه در سرشت انسان دارد و همین علاقه و انگیزه فطری ،که دست خلقت در نهاد آدمیزاد نهاده است باعث ساختن معابد و زیارتگاه ها در دنیا شده است .( رکنی، 1362، ص 18)





[1] - دایرة المعارف تشیع ، ج 8 ، ص 564 .
[2] - مفردات ، ج 2 ، ص 169 .
[3] - سوره تکاثر ، آیه 2 .
[4] - مجمع البحرین ، ج 1 ، ص 305
[5] - بحارالانوار ، جلد 100، ص116
[6] - غزالی ، ص 22
[7] - پاک نژاد ، 1361، ج 2 ، ص 37
[8] - جوادی آملی، 1389
[9] - مفاتیح الجنان ، فرازی از زیارت جامعه کبیره
[10] - بروجردی ، ج 1

مشخصات فروشنده

نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی

شماره تماس : 09195145166

ایمیل :mohandesbartar@gmail.com

سایت :fileyar.ir

مشخصات فایل

فرمت : docx

تعداد صفحات : 94

قیمت : برای مشاهده قیمت کلیک کنید

حجم فایل : 424 کیلوبایت

برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...

پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل

پژوهش و پایان نامه شناخت لقمه حرام و آثار و پیامدهایی که در زندگی انسان 50 ص

پژوهش و تحقیق پایان دوره شناخت لقمه حرام و آثار و پیامدهایی که در زندگی انسان 50 ص
پژوهش و تحقیق پایان دوره شناخت لقمه حرام و آثار و پیامدهایی که در زندگی انسان 50 ص - پژوهش و پایان نامه شناخت لقمه حرام و آثار و پیامدهایی که در زندگی انسان 50 ص



فصل اول : کلیات
موضوع: مقدمه
خوراکی که انسان می خورد مثل بذری است که در زمین ریخته می شود، اگر حلال و پاکیزه باشد اثرش در قلب به منزله سلطان بدن است ظاهر خواهد شد و قلبی می شود.
سر شار از صفا و از اعضاء و جوارحش جز خیر و نیکی نمی تراود: لکن اگر خوراکی پلید و حرام باشد قلب را کدر و تیره خواهد نمود. همناطور که گفته شد به طور حتم غذا، هم روی جسم اثر دارد و هم روح انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. اسلام نیز هر دو موضوع را مورد دقت و کنکاش قرار داده است و در موارد بسیار انسانها را امر می کند غذای پاک و پاکیزه میل کنند. برای نمونه خداوند فرموده است « یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین »[1] ای مردم بخورید از آنچه که پاک و پاکیزه هست در روی زمین و از گام های شیطان پیروی نکنید چون او دشمن آشکار شماست.
منظور از حلالا و طیبا که در آیه بکار رفته
«حلالا» چیزی که برای ان منحی نباشد و «طیبا» به چیز پاکیزه گفته می شود که موافق طبع سالم انسانی است، نقطه مقابل حلال و طیب خبیث است که طبع آدمی از آن تنفر دارد.
بیان مسئله:
لقمه حرام معنای گسترده ای دارد و منظور از آن خصوص غذا نیست بلکه منظور هر نوع استفاده از چیزی است که از راه موازین شرعی و احکام الهی به دست نیامده باشد. چه از راه دزدی باشد یا رشوه یا کلاهبرداری یا کم کاری یا خمس و زکات ندادن یا بدون اجازه صاحبش دست بردن و تصرف کردن.
اگر کسی در خانه ای زندگی می کند که نان آور آن خانه رعایت احکام الهی و ادای حق الهی مثل خمس و زکات را نمی کند، اگر انسان بداند که این غذا از مال خمس و زکات نداده تهیه شده، در صورتی که بتواند باید اجتناب و دوری کند و اگر از توان و عهده او خارج باشد و باعث به هم ریختن اوضاع زندگی او می گردد می تواند از مرجع تقلید خود اجازه خوردن بگیرد و خمس ان غذا را حساب کند و وقتی برایش ممکن شد آن را پرداخت کند. البته باید توجه داشت در این مورد دچار وسواس و افراط نگردید، چون علم و آگاهی از این که این غذا حتما از مال خمس نداده یا زکات نداده تهیه شده کار آسانی نیست و وظیفه شرعی ما این است که تا وقتی اطمینان به این مطلب پیدا نکرده ایم، بدبین نباشیم و وسواس به خرج ندهیم و گرنه از چاله در می آییم ولی چاهی عمیق که چاه وسواس باشد سقوط می کنیم. نکته مهم این است که آثار وضعی لقمه حرام و مال و غذای مشکوک مربوط در صورت داشتن علم و آگاهی است و در صورت عدم علم و آگاهی هم اثر وضعی باقی باشد، کم رنگ و کم اثر است و با اعمال نیک و نیت خوب و عبادات از بین می رود، پس در عین حساس بودن و مراقب بودن باید از وسواس و بدبین بودن و جستجو در این مورد پرهیز کرد و تا زمانی که علم به حرام بودن نداریم از بدبینی و تربیت اثر دادن پرهیز کنیم.
هر مالی که مجوز شرعی برای تصرف در آن وجود ندارد مصداق لقمه حرام است و باید از آن پرهیز کرد.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
مال حرام با سبب تاثیر شگرف منفی که در زندگی بشر دارد، یکی از مباحث پر اهمیت در فقه و زندگی است. احکام بسیاری در منابع اسلامی برای تبیین مال حرام وجود دارد چرا که انسان باید در این حوزه بیشترین توجه و دقت را داشته باشد تا زندگی پاک و سالمی در دنیا ایجاد و مسیر کمال را به خوبی بپیماید. افراد دنیا گرا، با مال و منال این دنیای فانی دل می بندند و می کوشند از هر راهی هر چند نامشروع ان را به دست آوردند و گاه در لباس دین و مذهب، به توجیه می پردازند تا مال حرام را برای خود حلال و مال حلال و مشروع را نامشروع سازند. انسان اشتباها فکر می کند که تامین و تحصیل نیازهای مادی و جمع آوری و تکاثر مال، هدف اصلی است و تمام همت و تلاش خود را مصرف تحصیل و تامین ان می کند این گونه است که مسیر نادرست را انتخاب می کند تا اموال زیادی را کسب کند برخی از مردم نه تنها تمام همت خود را برای تحصیل مال می گذارنند، بلکه به راه های حلال و مشروع بسنده نمی کنند و با سوگند دروغ، پرداخت مال رشوه به قضاوت به منظور دست یابی به اموال دیگران، تجاوز به اموال یتیمان، تصرف ناحق در اموال دیگران و مانند آن در صدد بر می آیند تا مال بیشتری گردآوری و در اختیاری داشته باشند. بنابراین گرایش انسان به مال و تحصیل ان امری طبیعی است زیرا انسان می خواهد به نیازهای مادی و دنیوی خود از تغزیه و آسایش پاسخ دهد و از امنیت غذایی و سر پناهی و جسم و جان بر خوردار گردد، اما تصویر نادرست از هستی و اهداف و فلسفه آفرینش موجب می شود تا برخی ها به جنبه مادی زندگی، اصالت بخشند و زندگی را در همین محدوده دنیای فانی و مدت کوتاه عمر خلاصه کنند و بر همین اساس گرفتار احساس کاذب جاودانگی در سایه مال و ثروت می شوند و آن را مایه جاودانه شدن خود می شمارند. از این رو گرفتار جمع آوری و تکاثر مل می شوند و تا لحظه مرگ نیز از کسب و تحصیل آن دست بر نمی دارند.
اهمیت و ضرورتی که مسئله شناخت لقمه حرام و آثار و پیامدهایی که در زندگی انسان دارد باعث شد تا تصمیم بگیرم در این باره تحقیق کنم.
هدف تحقیق:
هدف از انجام این پژوهش بررسی لقمه حرام و اثرات ان در زندگی می باشد.
تعاریف و مفاهیم:
معنای نحوی حرام
فیروز آبادی در کتاب «القاموس المحیط» می نویسد: «ح ز م به کسره (الحرم) به معنی حرام است و جمع آن حرم می باشد حرم علیه: آنچه که حلال نیست». و قد حرم علیه الشی: در لغت به معنی حرام است.
ابن فارس می نویسد:«حرم ریشه واحد می دارد و آن منع تشدید است. پس حرام ضد حلال است.» همچنین در اقرب الموراد آمده است: «اصل تحریم منع است و حریم ضد تحلیل است.»
و راغب نیز در کتاب با ارزش «مفردات» گفته است: «حرام به معنی ممنوع و ضد حلال است و چیزی که از آن منع شده باشد و ممنوع بودن از چیزی یا : الف: به تکیف و قدرت الهی است. ب: برای منع قهری و جری که از نتیجه حاصل می شود. ج: یا از جهت منع عقلی یا شرعی است. د: یا از ناحیه کسی است که فرمانش پذیرفته می شود.
معنای اصطلاحی حرام: حرام آن چیزی است که خداوند حرام کرده است (و الحرام ما حرم الله فی کتابه) و حرام را غیر لذیذ می دانند، زیرا شرع استفاده از آن را نهی می کند.
حرام : به معنای ممنوع است، وقتی می گویند فلان کار حرام است، معنایش این است که ارتکاب آن ممنوع است و مالی که از طریق نامشروع به دست آید حرام، و استفاده کردن از آن موجبی عذاب در روز قیامت است.
حرام امری است که خداوند به طور حتم از آن نهی کرده باشد، به نحوی که اگر کسی خلاف آن عمل کند در قیامت مورد خشم و عقاب او قرار می گیرد و گاهی دو دنیا نیز به مجازات شرعی دچار می شود. از این رو می توان گفت حرام ، چیزی که ممنوعش در آن وجود داشته و مخالف با امر حلال باشد.
لقمه حرام:
سرمایه ای که مجوز شرعی برای تصرف در آن وجود ندارد مصداق لقمه حرام است و باید از آن پرهیز کرد. «لقمه حرام» با شنیدن این واژه فورا غذای تصور می شود که از راه حرام به دست امده و خوردن ان شرعا ممنوع است، یعنی نباید خورد اما این تمام داستان نیست لقمه حرام÷÷÷÷÷ برای ورود به بحثی گسترده و دامنه دار والبته بسیار مهم به نام «مال حرام». در فرهنگ تعالی بخش اسلام، لقمه حرام مختص مواد خوراکی نموده و حرام بودنش هم منحصر در روانه کردن ان به دتسگاه گوارش نمی باشد لقمه حرام اصطلاحا به مالی گفته می شود که از راه غیر شرعی به دست امده و سرگونه تصرف در ان (نه فقط خوردن) نیز ممنوع است و حرام.
حرام خوار علاوه بر اینکه گناه بزرگی مرتکب شده است بلکه از مال حرام که در ان تصرف نموده، نفع نمی برد و ان مال برکت ندارد.[2] پس اگر کسی پولی را ظالمانه به دست اورد، اما آن را خرج خوراک نکرد، بلکه لباس خرید و پوشید یا ان را کرایه ماشین بدهد او نیز مصداق خوردن مال حرام است و این همان تعبیری است که آیات و روایات هماهنگ با فرهنگ محاوره مردم از ان استفاده کرده است و می گویند که او پول مردم را خورد در حالی که ریالی از این پول لقمه ای نشده و از گلوی پایین نرفته است.
پس مال حرام مالی است که از راه نامشروع و مخالف دستورات الهی به دست اید و مطلقا تصرف در ان حرام است. خواه به مصرف خوردن و آشامیدن برسد، خواه صرف پوشاک و مسکن و نظیر ان شود.
در اسلام أکل یا همان مطلق تصرف در این گونه اموال، حرام است زیرا آیات و روایات فراوانی با صراحت تمام مردم را زا هرگونه تصرف در اموالی که ار راه نامشروع به دست امده و مصداق مال حرام شده اند باز می دارند و اجازه چنین کاری را به انها نمی دهند.
لقمه حرام که با تعابیر گوناگون در آیات و روایات مشاهده می شود محدود به چند دانه برنج و لقمه نان نمی شود. بلکه منظور از این واژه هر گونه چیزی که از راه نامشروع و ناحق و بدون مجوز شرعی به دست اید و مراد از خوردن ان نیز فرو بردن آن به داخل گلو نمی باشد بلکه هر گونه تصرف در آن مال ، بدون مجوز شرعی و رضایت صاحب آن است.





[1] بقره آیه 168
[2] عصاره دین آیت الله العظمی مظاهری، مسئله 31

مشخصات فروشنده

نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی

شماره تماس : 09195145166

ایمیل :mohandesbartar@gmail.com

سایت :fileyar.ir

مشخصات فایل

فرمت : docx

تعداد صفحات : 50

قیمت : برای مشاهده قیمت کلیک کنید

حجم فایل : 44 کیلوبایت

برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...

پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل

پژوهش و پایان نامه سلنیوم و اصلاح الودگی ان در خاک 85 ص

پژوهش و تحقیق پایان دوره سلنیوم و اصلاح الودگی ان در خاک 85 ص
پژوهش و تحقیق پایان دوره سلنیوم و اصلاح الودگی ان در خاک 85 ص - پژوهش و پایان نامه سلنیوم و اصلاح الودگی ان در خاک 85 ص



فصل اول- خصوصیات سلنیوم
مقدمه:
اولین اطلاعات ثبت شده در این مورد توسط مارکو پولو در سال 1295 میلادی بوده است که در مناطق غربی چین ونزدیک تبت و مغولستان حیواناتش بعد از چرای گیاهان آن منطقه شروع به تلو خوردن می‌نمودند که امروزه می‌دانیم ناشی سمیت حاد سلنیومی‌بوده است.
برای اولین بار سلنیوم توسط Berzelius که در سال 1817 یا 1818 رسوبات و لجنهایی که از اکسیداسیون اکسید سولفور سنگ مس بدست می‌آمد را مورد بررسی قرار داد کشف شد وی متوجه شد که در بین آن عنصر جدیدی وجود دارد اما در آن هنگام آنرا با تلوریم اشتباه گرفتند بعد از گذشت ربع قرن Arnold به گوگرد قرمز توجه کرد و متوجه موادی در رسوبات آن شد و آنرا Sulfurrubeum نامید. به هر حال تا سال 1950 کسی متوجه وجود سلنیوم نبود فقط می‌دانستند که درجدول تناوبی عنصری وجود دارد که بار گوگرد (s) و عنصر تلوریم (Ti) هم خصوصیات است. و حتی خصوصیاتی به طور مشترک با هر یک از آنها دارد یعنی هم خصوصیات فلزی و هم غیر فلزی را داراست و در حالت سمیت،5 برابر خطرناک تر از آرسنیک می‌باشد؛ در نهایت آنرا سلنیوم نامیدند و بیان نمودند که این عنصر در محدوده خیلی کوچکی برای جانواران قابل استفاده می‌باشد.
در کل سلنیوم از عناصر کم مصرف می‌باشد که باعث سلامتی فرد یا گیاه یا حیوان می‌گردد، ولی همانطور که گفته شد مقدار نیاز به سلنیوم خیلی کم است.
سلنیوم اغلب در پروتئن ها موجب ساختن سلنوپروتئن ها می‌گردد که برای تولید آنزیمهای آنتی اکسیدان مهم هستند این آنتی اکسیدانها به کمک Se-Pt ها در حفظ سلامتی سلولها که مورد خطر رادیکالهای آزاد اکسیژن می‌باشند موثرند به صورت خلاصه باید گفت رادیکالهای آزاد بطور طبیعی در متابولیسم اکسیژن ساخته می‌شوند که ممکن است در ایجاد بیمارهای مزمن مثل سرطان و بیمار قلبی و عروقی و یا حتی در انجام فعالیتهای منظم غده تیروئید و سیستم دفاعی بدن نقش داشته باشند.
یکی از راههای مطمئن جذب سلنیوم خوردن غذاهای گوشتی وگیاهانی است که در مناطقی با خاکهای سرشار از سلنیوم می‌رویند که در ادامه بطور مفصل راجع به آن بحث خواهد شد. و در نهایت نتجه گیری می‌گردد که کمبود یا سمیت سلنیوم در بدن انسان تحت تاثیر مقدار سلینوم در بدن دامها و حیواناتی است که انسان از آن تغذیه می‌کند و آنها هم به نوبه خود متاثر از گیاهان منطقه و خاک آن نواحی اند البته در این میان عواملی چون اقلیم و pH هم موثر خواهند بود.

خصوصیات فیزیکی و شیمیایی: سلینوم
همانطور که در جدول شماره یک نشان داده شد سلنیوم عنصری با عدد اتمی‌34 و وزن اتمی‌78.96 و چگالی 79/4 گرم بر سانتیمتر مکعب در 20 درجه سانتگراد است. حجم اتم آن 45/16 سانتیمتر مکعب بر مول می‌باشد و جزء عناصر غیر فلزی و از گروه شش جدول تناوبی است که معروف به chalcogen می‌باشد.

جدول 1: خصوصیات عمومی‌سلینوم
NameSeleniumSymbolSe Atomic number34Atomic weight78.96 Density @ 293 K4.79 g/cm3Atomic volume16.45 cm3/mol GroupNon-Metal, ChalcogenDiscovered1818

همانطور که در جدول شماره دو نشان داده شده است دمای ذوب این عنصر 490.2 درجه کلوین و دمای جوش آن 958 درجه کلوین برابر با 685 درجه سانتیگراد می‌باشد و همچنین انرژی ویژه ذوب آن 6.694 کیلو ژول بر مول است و گرمای ویژه تبخیر آن 37.7 همچنین فشار بخار این عنصر در 494 درجه کلوین برابر 0.695 پاسکال است می‌باشد.

جدول 2: خصوصیات فیزیکی سلینوم
State (s, l, g)s Melting point490.2 KBoiling point958 K Heat of fusion6.694 kJ/molHeat of vaporization37.70 kJ/mol Vapor pressure 0.695 pa at 494 KSpeed of sound 3350 m/s at 293.15 K

همانطور که در جدول (شماره-3) انرژیهای یونش عنصر سلنیوم نشان داده شده است.
اولین انرژی یونش این عنصر490.9 کیلو ژول بر مول و دومین انرژی یونش آن 2044.5 کیلوژول بر مول و سومین انرژی یونش آن 2973.7 کیلو ژول بر مول و چهارمین یونش آن 4144 کیلو ژول بر مول می‌باشد و با توجه به اینکه گرمای یونیزاسیون آن 227 کیلوژول بر مول اتم است دارای الکترونگاتیوی 2.55 می‌باشد.
جدول 3: انرژی یونش سلنیوم
1st ionization energy940.9 kJ/moleElectronegativity2.55 2nd ionization energy2044.5 kJ/moleElectron affinity194.97 kJ/mole 3rd ionization energy2973.7 kJ/moleSpecific heat0.32 J/gK 4th ionization potential4144 Kj/molHeat atomization227 kJ/mole atoms

در جدول (شماره –4) نشان داده شده است که آرایش الکترونی این عنصر به صورت می‌باشد و حداقل عدد اکسیداسیون آن -2 و حداکثر آن 6 است.

جدول 4: آرایش اتمی‌و عدد اکسیداسیون سلنیوم
Shells2,8,18,6Electron configuration[Ar] 3d10 4s2 4p4 Minimum oxidation number-2Maximum oxidation number6 Minimum common oxidation number-2Maximum common oxidation number6

همانطور که در جدول (شماره –5) نشان داده شده است. آرایش فضایی آن به صورت ساختار صندلی شکل است به رنگ مشکی،با حالت سمیت برای مصارف پزشکی و صنایع چاپ است که دارای سختی 2 در جدول موس می‌باشد و به 6 فرم در طبیعت یافت می‌شود.
جدول 5: خصوصیات ظاهری سلنیوم
Structureparallel chainsColorblack UsesXerography, medicinesToxicityyes Hardness2 mohsCharacteristics6 forms
در جدول (شماره-6) نشان داده شده است که سلنیوم در واکنشهای شیمیایی شرکت کرده و مثلا در واکنش با هوا به صورت Seo2 در می‌آید و یا در واکنش با NaoHوHcl 6 مولار واکنشی نشان نمی‌دهد ولی در واکنش با HNo3 15 مولار واکنش به صورت ملایم صورت می‌گیرد و حاصل آنx H2Seo3,No است.
جدول 6: واکنشهای سلنیوم با مواد دیگر
Reaction with airvigorous, w/ht =>SeO2Reaction with 6M HClnone Reaction with 6M HClnoneReaction with 15M HNO3mild, =>H2SeO3, NOx Reaction with 6M NaOH

در جدول (شماره –7) اشکال سلنیوم مشخص گردیده است. این عنصر دارای 9 ایزوتوپ شخص می‌باشد و در کل برای آن 15 ایزوتوپ پیشبینی می‌کنند.
و فرمهای مختلفی در طبیعت دارد که به صورت هیدرید (seH2)، اکسید (Seo2,Seo3) کلرید (Se2Cl2,Se4 Cl16) می‌باشند.
جدول 7: اشکال سلنیوم
Number of isotopes6Hydride(s)SeH2 Oxide(s)SeO2 SeO3Chloride(s)Se2Cl2 Se4Cl16

در جدول (شماره-8 )شعاعهای اتمی‌و یونی و نیز شعاعهای کووالانسی و واندروالسی عنصر سلنیوم نشان داده شده است.
جدول 8: شعاعهای اتم و یون سلنیوم
Ionic radius (2- ion)184 pmAtomic radius119 pm Covalent radius116 pmVander waals radius190 pm
در جدول 9: هدایت الکتریکی سلنیوم نشان داده شده است.
جدول9: هدایت الکتریکی سلنیوم
Thermal conductivity0.52 J/m-sec-degElectrical conductivity106/m.ohm Polarizability3.8 A^3
در جدول (شماره-10 )همانطور که نشان داده شده است به نه مورد از ایزوتوپهای سلنیوم اشاره گردیده که از میان آنها دو ایزوتوپ se 72 و se 79 در طبیعت وجود ندارد و ایزوتوپهای se 76و se 77 و se 78 هر کدام به ترتیب با 44,43,42 نوترون پایدار می‌باشند و سه ایزوتوپ باقی مانده یعنی se 75 با 119.7 روز، se 79 با
1.13 106 سال و se 82 با1020 1.08 سال دارای نیمه عمری نسبتا طولانی می‌باشند
جدول 10: ایزوتوپهای عنصر سلنویم
isoNAhalf-lifeDMDE MeVDP 72Se{syn.}8.4 dΕ0.33572As 74Se0.87%Se is stable with 40 neutrons74Se0.87%Se is stable with 40 neutrons 75Se{syn.}119.779 dΕ0.86475As 76Se9.36%Se is stable with 42 neutrons76Se9.36%Se is stable with 42 neutrons 77Se7.63%Se is stable with 43 neutrons77Se7.63%Se is stable with 43 neutrons 78Se23.78%Se is stable with 44 neutrons78Se23.78%Se is stable with 44 neutrons 79Se{syn.}1.13 E6 yβ0.15179Br 80Se49.61%Se is stable with 46 neutrons80Se49.61%Se is stable with 46 neutrons 82Se8.73%1.08 E20 yβ2.99582Kr
خصوصیات و اشکال سلنیوم در طبیعت:
برای سلنیوم شکلهای زیاد آلوتروپیک وجود دارد که از بین 3 گونه آن کاملا شناسایی شده است.
سلنیوم می‌تواند به صورت آمورف و یا کریستالی باشد نوع آمورف آن به رنگ مشکی و یا قرمز مایل به شکلی و نوع منوکریستالی آن به رنگ تیره است و نوع کریستالی هگزاگونال آن که دارای پایداری زیادی است به رنگ خاکستری با جلای فلزی می‌باشد.
در واقع عنصر سلینوم به حالت غیر رسمی‌است و به طور کلی به عنوان یک عنصر ریز مغذی (trace element) معرفی شده است، اما به هر حال هیدروژن س؟ و ترکیبات دیگر سلنیوم به شدت سمی‌می‌باشد و خصوصیاتی مشابه آرسنیک در واکنشهای بیولوژیکی دارد.
سلنیوم در طبیعت دارای 9 ایزوتوپ شناخته شده است که در کل برای آن حدود 15 ایزوتوپ تخمین می‌زنند و با توجه به آنکه عضو گروه گوگرد است خصوصیاتی مشابه به آن برایش در نظر می‌گیرند.
شایان ذکر است که در زمان نبودن اکسیژن خاک حالت اسیدی پیدا کرده در این زمان سلنیوم می‌تواند وارد گیاهان و میکروارگانیزمها (به مقدار کمتر) گردد. مورد بعدی اینکه سلنیوم عنصری نمی‌تواند به راحتی در آب حل گردد و از اشکال محلول خود پویایی کمتری دارد بنابراین حتی در حالت اسیدی بودن خاک هم در خاک باقی می‌ماند که البته در این حالت از نظر سمیت خطر کمتری دارد.
ترکیبات مختلف سلنیوم می‌توانند نسبتا در آب حل گردند و اغلب اوقات بسیار متحرک و پویا هستند و شانس افزایش غلظت آنها در گیاه به مراتب بیشتر از نوع عنصری آن است.
برخی از شواهد بر این دلالت دارند که سلنیوم می‌تواند جذب بافتهای زنده شود و ممکن است غلظت سلنیوم در آنها افزایش یابد و طی مراحل بعد به صورت تجمعی میزان سلنیوم را در زنجیره غذایی بالا ببرداین افزایش غلظت در بافتهای زنده مشکلاتی را موجب می‌گردد که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم.
اشکال سلنیوم در طبیعت علاوه بر حالت سلنیوم عنصری به صورت سلناید، سلنات و سلنیت و سلنیوم آلی است که از بین آنها سلنات و سلینت بیشترین آمادگی جذب توسط گیاه را دارند.

حضور و تولید سلنیوم در طبیعت
سلنیوم در تعداد کانیهای کمی‌یافت می‌گردد مثل .calusthalite, crooksite که بعد از چند سال در اثر هوازدگی به صورت گرد و غبار وارد محیط می‌گردد. البته انفجارهای آتشفشانی نیز ممکن است سلنیوم را وارد هوا کند اما اغلب مقادیر موجود سلنیوم در محیط حاصل از فعالیتهای بشری مثل سوختن زغال سنگ و نفت و دیگر سوختهای فسیلی می‌باشد سلینوم موجود در این سوختها هنگام سوختن با اکسیژن ترکیب شده که در هنگام برخورد با محیط آبی آنرا به صورت محلول در می‌آورد.
در کل ذرات سلنیوم معلق در هوا مثل آنهایی که در ash وجود دارد می‌توانند در سطح خاک یا آب نشست کنند. این روند در مناطق صنعتی که سلنیوم از طریق دود به هدر می‌رود موجب افزایش مقدار سلنیوم در خاک می‌گردد و این نکته را یاد آور می‌شود که سرنوشت سلنیوم در خاک به pH محیط و واکنش با اکسیژن آن جدا مربوط می‌گردد. اما در روش تولید مصنوعی سلنیوم امروزه آنرا از کنار الکترود آند الکترولیت استخراج مس از سنگ مس بدست می‌آورند و قیمت تجاری آن حدودا 300 دلار برای هر پوند (معادل 456 گرم) می‌باشد و در درجات خلوص بالاتر قیمت آن بیشتر نیز می‌گردد. همانطور که گفته شد یکی از مطمئن ترین منابع سلنیوم سنگهای آتشفشانی، رسوبات آتشفشانی گوگردی، رسوبات گرمابی، رسوبات مس و سنگهای رسوبی از قبیل carboonaceous siltstone, sandstone و سنگهای فسفری و limestone کربن دار سنگ آهن و زغال سنگ هستند.
سلنیوم این سنگها بعد از هوازدگی آزاد شده و به روشهای مختلف به داخل خاک وارد می‌شود و در بین ذرات خاک نفوذ می‌کند تا جایی که توسط ذرات رس یا هیدروکسیدهای آهن و یا ذرات آلی خاک جذب سطحی گردند و در اثر عوامل فرسایشی در سطح خاک تجمع پیدا کند سلنیوم بعد از این شاید وارد چرخه فعالیتهای بیولوژیکی نیز گردد و از طریق قارچها و باکتریها این مناطق اکسید شود.
در همین مورد Sara thchandra & watkinson (1980) گزارش دادند که قدرت باکتریها در طبیعت در حد ایزوله کردن سلنیوم است ولی در آزمایشگاه آنها توانایی اکسید کردن عنصر سلنیوم به سلنیت و سلنات را دارند.
مقدار سلنیوم در پوسته زمین در حدود ppm0.05-ppm0.02 است. سلنیوم یک عنصر chalcophil می‌باشد ومقدار آن در شیلهای سیاه بیشتر از ppm675 می‌باشد. البته مقداری سلنیوم در carbonaceous debris از sandstone ها ممکن است در شرایط احیا آزاد شود.
بطور کلی مقدار سلنیوم خاک مناطق مربوط به سنگهایی است که خاک از آنها تولید شده است مثلا خاکهای مناطقی مثل شمال غربی و جنوب شرقی آمریکا و مناطقی که قبلا دریاچه های بزرگ داشته اند دارای مقادیر کمتر از ppm0.5 سلنیوم هستند ومناطقی که خاک آنها از سنگهای ولکانیک و خاکهایی که از رسوبات شسته شده انباشته شده باشد و نیز خاکهایی که سر منشاء آنها شیلهای حاوی گچ فراوانند مثل داکوتا، مونتانا، نبراسکا و کانزاس دارای مقادیر زیاد تری از سلنیوم هستند که بعدا مفصل راجع به آن بحث خواهد شد.
در مورد حضور اشکال مختلف سلنیوم در طبیعت باید گفت در خاکهای قلیایی سلنیوم عموما به صورت سلنات و سلنیت دیده می‌شود و در خاکهای اسیدی و خاکهایی با تهویه نامناسب به صورت سلنید و سلنیوم عنصری وجود دارد که این دو فرم دارای حلالیت کمتری نسبت به دو فرم شرایط قلیایی هستند.
غلظت سلنیوم در آبهای زیر زمینی، چشمه ها، رودها و دریاچه ها عموما کم است و به عنوان منابع معنی دار برای تامین سلنیوم یا افزایش غلظت آن در ارگانیزمها و ایجاد سمیت در آنها محسوب نمی‌گردد حتی آبهای مناطق سلنیومی‌که حاوی مقادیر بیشتری از سلنیوم هستند هم نمی‌توانند تامین کننده این خواسته باشد. در جدول (شماره- 11)غلظت سلنیوم در آبهای مختلف نشان داده شده است.
جدول 11: غلظت سلنیوم در آب و ارگانهای مربوط به آن
Water UseGuideline for total Selenium Drinking Water10 µg/L maximum Aquatic Life (freshwater)2.0 µg/L mean Aquatic Life (marine)2.0 µg/L mean Aquatic Life (sediments)2.0 µg/g (dry weight) mean Aquatic Life (tissue)1.0 µg/g body weight (wet weight) mean Wildlife4.0 µg/L mean Irrigation10 µg/L mean Livestock watering30.0 µg/L mean

سلنیوم به طور طبیعی در روی زمین و در سنگها وجود دارد و می‌تواند به طرق مختلف وارد سیستم آب و از طریق آن ها یعنی آب و خاک وارد گیاهان و بعد حیوانات گیاهخوار و نهایتا جانوران گوشتخوار گردد.
در آخر به این نکته باید توجه کرد که سلنیوم در طبیعت نه تولید می‌شود و نه از بین می‌رود فقط از شکلی به شکل دیگر آن تبدیل می‌گردد.
موارد استفاده سلنیوم در صنایع
از سلنیوم در صنعت عکاسی و چاپ برای ایجاد حساسیت روی فیلمها استفاده می‌گردد و در صنعت شیشه سازی برای شفاف سازی محصولات و همچنین یاقوتی رنگ کردن آنها استفاده می‌گردد، همچنین در تونر فتوکپی ها استفاده می‌شود و در ضمن به عنوان یکی از افزودنیها در صنعت استیل هم کار برد دارد.
سلنیوم خصوصیت تبدیل انرژی نورانی را داراست و با توجه به همین خاصیت با تبدیل هر چه بیشتر انرژی نورانی از قدرت خودش کاسته می‌شود از این خاصیت گاهی در ساختن فتوسل ها اغلب در ساختن لایه فتوگراف فیلمهای عکاسی استفاده می‌گردد. در برخی از گزارشات آمده که سلنیوم همیشه قدرت تبدیل الکتریسیته Ac به Dc را دارد و به طور وسیع در یکسو کننده هایی مثل ترانزیستورها در ضایع الکترونیک مصرف می‌گردد.
یکی دیگر از کاربردهای وسیع سلنیوم در ضایع بهداشتی و ساختن شامپوهای سلنیوم سولفاید است که حالت آنتی باکتریال دارند و برای رفع شوره سر از آنها استفاده می‌گردد از طریق ترکیب سلنیوم با ویتامین E به عنوان یک مکمل غذایی برای تقویت دستگاه دفاعی بدن و حفظ سلامتی بسیاری از خوراکیها از آن استفاده می‌کنند.







فصل دوم تاثیرات و خطرات سلنیوم

مشخصات فروشنده

نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی

شماره تماس : 09195145166

ایمیل :mohandesbartar@gmail.com

سایت :fileyar.ir

مشخصات فایل

فرمت : docx

تعداد صفحات : 85

قیمت : برای مشاهده قیمت کلیک کنید

حجم فایل : 610 کیلوبایت

برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...

پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل

پژوهش و پایان نامه دیه 170 ص

پژوهش و تحقیق پایان دوره دیه 170 ص
پژوهش و تحقیق پایان دوره دیه 170 ص - پژوهش و پایان نامه دیه 170 ص



مقدمه:
حقوق علم زندگی اجتماعی انسانی است. در قرون اخیر افراد در تلاش بوده‌اند تا با ایجاد ضوابط و مقررات در زندگی اجتماعی و گروهی خود در قالب قرارداد اجتماعی به این رویه نظم و سامان بخشند. در این میان عناصری از گذشته‌های دور و ورود آنها به زندگی مدرن امروزی باعث ایجاد تحولات و نگاه‌های جدیدی در عرصه مسائل حقوقی و اجتماعی شده است. دیه (خونبها) نیز یکی از همین موضوعات است. بررسی و دقت در سابقه‌ی اقوام و تمدن‌های بشری گوناگون نشان دهنده‌ی این مطلب است که پرداخت غرامت از سوی جانی به عنوان مجازات یا جبران خسارت دارای سابقه‌ای طولانی و دراز به قدمت عمر بشر است. این روند کم‌کم با گذشت زمان و ورود عناصر و اجزای تازه وارد مرحله‌ای جدید شد. در دین اسلام که دین رسمی حکومت جمهوری اسلامی ایران است این نهاد با صراحت و تأکید مورد قبول قرار گرفت و این نشان می‌دهد که دیه از احکام امضایی اسلام است که در واقع در راستای ایجاد صلح و صفا در میان خانواده‌ها و قبایل عرب که از نظر مسائل اجتماعی در سطح بسیار پایین قرار داشتند به وجود آمد و توسط اسلام تأیید شد. این اختلافات به حدی شدید بود که موجب بروز جنگ در میان قبایل عرب می‌شد و گاه تا سالیان دراز ادامه می‌یافت. به همین دلیل می‌بینیم که واژه «ثار» (خونخواهی) واژه‌ای مقدس و قابل احترام نزد اعراب جاهلیت بوده است. دیه اساساً برای همه اشخاص یکسان نبوده است و برحسب شأن و مقام و منزلت مقتول متفاوت بوده است. با ظهور اسلام در جزیره‌العرب و گسترش نفوذ اسلام در این منطقه و مناطق اطراف مفاهیم و اعتقادات و مبانی حقوق اسلام کم‌کم در جوامع اطراف گسترش و رشد و اشاعه یافت و آنها یگانه راه سعادت خود را در اجرای احکام دین اسلام می‌دیدند.
با گذشت زمان و نفوذ اندیشه‌های جدید حقوقی مردم هم در راستای ایجاد یک سیستم حقوقی منظم و با ثبات سعی در ایجاد یک جامعه متشکل و مترقی در قالب‌های جدید و منطبق با تحولات روز بودند و از آنجا که انسان موجودی فطرتاً اجتماعی است با تشکیل اجتماعات تلاش داشت تا این نیاز خود را برطرف سازد که مستلزم ایجاد نظم و حکومت قانون و وضع قوانین و مقررات است تا بدین وسیله قوام و ثبات جامعه حفظ شده و زمینه امنیت فردی و اجتماعی به وجود آید. برهمین اساس قوانین حاکم بر هر جامعه محدودیت‌هایی برای افراد خود و در برابر تجاوز و تعدی بر این محدودیت‌ها واکنشی را در نظر گرفته است؛ بدین صورت حقوق جزا به وجود آمد. در ایران هم با توجه به سابقه وجود اسلام و اهمیت آن در نزد مردم و اجرای آن در جامعه، این امر تجلی یافت و با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت قوانین اسلامی محرز و مسلم شد. در میان احکام اسلام، احکام جزایی آن از اهمیت بسیاری برخوردار است چرا که امروزه به رقیبی برای حقوق غیر آن تبدیل شده است. دیه نیز یکی از این احکام است.


بیان مساله :





اهمیت و ضرورت تحقیق :















اهداف تحقیق :
هدف از این پژوهش بررسی دیه از نظر قرآن و روایات می باشد .

سؤالات تحقیق :
1ـ دیه چیست؟
2ـ سابقه دیه در جهان چگونه است؟
3ـ دیه در دین اسلام و حقوق اسلامی چه جایگاهی دارد؟
4ـ آیا دیه در حقوق اسلام یک حکم تأسیسی است؟
5ـ مقادیر دیه چیست؟
6ـ آیا انواع دیات هم امروزه دارای کاربرد است؟
7ـ حقوق ایران چه نگاهی به این تأسیس اسلام دارد؟
8ـ عملکرد قضایی حقوق جزای ایران نسبت به این تأسیس اسلامی چگونه است؟
9ـ آیا می‌تواند جنبه دوگانه داشته باشد؟
10ـ آیا دیه صرفاً یک تأسیس یک بعدی است؟
11ـ آیا جانی نسبت به ضرر و زیان مازاد بر دیه مسئولیت دارد؟

تعاریف و مفاهیم :
دیه :
مراد از دیه شرعاً «ودی» می‌باشد. ودی معانی گوناگون دارد مانند جاری شدن چیزی و نابودی و هلاکت ولی هرگاه به صورت دیه استعمال شود معنای خونبها را می‌دهد.
«دیه کسر دال به معنای حق قتل است و جمع آن دیات است که در اصل ودی مثل وعده بوده است که «واو» آن حذف و «هاء» به جای آن قرار داده شده است» .
دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعین شده است. این مال در اثر ارتکاب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا ولی یا اولیا دم حین الفوت او داده می شود.

قرآن :
قرآن کتاب مقدس و آسمانى اسلام و وحى الهى بر حضرت محمد (ص ) مى باشد .

روایات :



احادیث
احادیث جمع حدیث می باشد ،حدیث اصطلاحا کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده است .


پیشینه تحقیق :
نرگس پستویی در سال 1389 پایان نامه خود را با عنوان بررسی سیر تحولات تاریخی حقوق جزای زن (باب قصاص و دیه) در فقه و حقوق موضوعه انجام داد ، هدف از این پژوهش، بیان نظر و آراء فقهای امامیه و چندی از فقهای اهل سنت در ادوار فقه راجع به قصاص و دیه زن است. 2. روش پژوهش: ترجمه کتب و تحقیق از منابع موثق بوده است. 3. ابزار اندازه گیری: استفاده از کتب فقهی شیعه و سنی و کتب حقوقی می باشد. 4. کلید واژه ها: حقوق جزای اسلامی، ادوار فقه، قصاص، دیه، زن، قصاص اعضاء زن، دیه اعضاء زن. 5. طرح پژوهش: طرح کلی پژوهش متشکل از سه فصل می باشد. سیر تحولات تاریخی قصاص و دیه زن در فقه امامیه و اهل سنت، قصاص اعضاء و دیه اعضا زن در فقه امامیه و اهل سنت، قصاص زن باردار، قصاص مادر، اشتراک زن در قتل و نظرات فقها در این رابطه، و همچنین نظریه برابری قصاص و دیه زن همراه با دلایل، و همچنین قصاص و دیه زن در حقوق موضوعه را مورد بررسی قرار داده‌ایم.

خیرالله طاهرخانی در سال 1378 پایان نامه خود را با عنوان مطالعه تطبیقی ضرر و زیان مازاد بر دیه شرعی در فقه و حقوق موضوعه انجام داد ،بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اسلامی کردن قوانین و مقررات کشور به صورت ریشه‌ای بنیادین آغاز شد. از جمله قوانینی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس فقه شیعه به مرحله تصویب و اجرا رسید، قانون دیات بود. این قانون در سال 1361 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و برای مدت پنج سال از تاریخ تصویب به صورت آزمایشی قابل اجرا شد. در سال 1370، این قانون مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت ، و تحت عنوان کتاب چهارم قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370) به تصویب رسید و برای مدت پنج سال از تاریخ تصویب قابل اجرا شد. سؤال مهمی که از بدو اجرای این قانون مطرح بوده است ، این است که ماهیت دیه چیست ؟ در مورد ماهیت دیه چهار نظریه وجود دارد: -1 دیه مجازات است . -2 دیه مسئولیت مدنی است . -3 دیه ترکیبی است از مجازات و مسئولیت مدنی است . -4 دیه دارای ماهیت مستقل است . پی بردن به این مطلب که آیا ضررو زیان مازاد بر دیه، شرعا و قانونا قابل وصول می‌باشد یا خیر؟ ما ناگزیرم، ابتدا ماهیت دیه را در شرع و حقوق موضوعه بشناسم. اگر ما شناخت درستی از ماهیت دیه نداشته باشیم، مطمئنا نمی‌توانیم به درستی در مورد زیان مازاد بر آن اظهارنظر کنیم. پس شناخت ماهیت دیه در این رساله از اهمیت زیادی برخوردار است .

حامد قدمی در 1390 پایان نامه خود را با عنوان تغلیظ دیه در حقوق کیفری ایران انجام داد ، که بررسی می کند جنگ، نزاع، قتل، از پدیده هایی هستند که بشر همواره شاهد آن بوده است و برای بازداشتن افراد از تعدی به حقوق یک دیگر تا به امروز تدابیر مختلفی پیش بینی کرده است. یکی از این راهکارها پرداخت دیه از سوی جانی به اولیای دم مقتول می باشد اما در شریعت اسلام کسی که در ماه های حرام و یا در حرم مکه موجب قتل دیگران گردد علاوه بر دیه کامل می بایست ثلث دیه را نیز بدان بیافزاید. حال در این مورد این سوال به ذهن می¬رسد که آیا ماهیت این ثلث دیه در مقام اعمال مجازات هاتکین حرمت این ایام است یا خیر؟آیا اگر فردی مرتکب قتل غیر عمدی گردد نیز باید ثلث دیه را بپردازد؟ حال چنانچه عاقله مسئول پرداخت دیه باشد آیا او هم باید دیه بیشتری بپردازد؟

احمد اکرمی ابرقوییدر سال 1378 پایان نامه خود را با عنوان مطالعه تطبیقی مسئوولین پرداخت دیه درحقوق موضوعه، فقه امامیه و فقه عامه انجام داد ، که این پایان نامه در چهار فصل تدوین و ارائه گردیده است : فصل اول را به مباحث کلی نظیر تعریف ، تاریخچه، ماهیت حقوقی و موارد پرداخت دیه اختصاص داده‌ایم. در فصل دوم، از جانی به عنوان یکی از مسئولین پرداخت دیه سخن گفته و مباحثی چون قاعده اولیه در مسئولیت و موارد مسئولیت جانی در پرداخت دیه را مطرح نموده‌ایم. فصل سوم، اختصاص به دومین مسئول پرداخت دیه، یعنی عاقله، داشته و در آن، مسائلی همچون تعریف ، تاریخچه، شرایط عاقله، ماهیت حقوقی مسئولیت عاقله، موارد مسئولیت عاقله، شرایط مسئولیت عاقله، توجیه حقوقی و شبهات ضمان عاقله و پیشنهاد جهت جایگزینی عاقله، مورد بررسی قرارگرفته است و بالاخره، در فصل چهارم، بحث در مورد بیت‌المال و دیگر مسئولین پرداخت دیه را پی گرفته و ضمن بیان مفهوم بیت‌المال و ذکر تاریخچه‌ای کوتاه، و تشریح تفاوت یا عدم تفاوت بین دو اصطلاح بیت‌المال مسلمین و بیت‌المال امام، به بیان و شرح وتفسیر موارد مسئولیت او پرداخته و در آخر نیز اقدام به معرفی و تبیین مسئولیت کسان دیگری که در فقه، و بعضا"قانون ما، از آنها به عنوان مسئولین پرداخت دیه نام برده شده است ، نموده‌ایم.

کبری صادقی در سال 1390 پایان نامه خود را با عنوان تفاوت دیه مسلمان واهل کتاب انجام داد که در آن بررسی می کند ، قتل پدیده ای است که بشر همواره با آن مواجه بوده است وانسان برای بازداشتن افراد از تعدی به حق حیات دیگری تا کنون تدابیر مختلف ومتعددی را در پیش گرفته وآنها را تجربه کرده است .شریعت مقدس اسلام نیز راهکارهای ویژه ای را برای مقابله با این پدیده ناخوشایند وباز داشتن انسانها از ورود بدان تشریع نموده است به طوری که اگر قتل به صورت عمدی تحقق یابد شریعت اسلام حکم قصاص را برای جانی درنظرگرفتهواگر صورت غیر عمدی واقع شود برای آن دیه را تشریع نموده وجانی را ملزم به پرداخت آن می کند. در این پایان نامه که به بررسی تفاوت دیه مسلمان واهل کتاب پرداخته شده است ابتدا تعاریفی از خود دیه شده وادله نقلی و عقلی بیان شده سپس مقادیر دیه از دیدگاههای اهل تشیع وتسنن ومطالب فقهی هر دو مذهب مطرح شده است .

فرهاد بهرامی در سال 1376 پایان نامه خود را با عنوان بررسی خسارات زاید بر دیه انجام داد ، در فصل اول پیرامون ماهیت خسارت و روش‌های جبران آن مشتمل بر 3 مبحث تحت عناوین -1 اقسام ضرر -2 زیان قابل جبران -3 مسؤولیت مدنی سخن خواهد رفت سپس در فصل دوم به بررسی ماهیت دیه خواهم پرداخت که در خلال آن، از 3 مبحث تحت عناوین تعریف دیه و تاریخچه آن، بررسی ماهیت دیه و بررسی ماهیت دوگانه دیه بحث خواهد شد و بالاخره در فصل سوم پایان‌نامه نظرات و تصمیمات مختلف قضایی را پیرامون خسارات زاید بر دیه بررسی خواهم کرد که در این چهارچوب 3 مبحث در خصوص دلایل مخالفین و موافقین قبول این مقوله و راه‌حلهای پیشنهادی که توسط فقها و علمای علم حقوق ارائه شده مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

حمیدرضا جعفری در سال 1382 پایان نامه خود را با عنوان خسارات مازاد بر دیه انجام داد که در آن به بررسی ماهیت دیه پرداخته است که دارای ماهیتی مستقل می باشد و سپس مبانی نظری مخالفان خسارات مازاد بر دیه را مورد نقد قرار داده ایم ، دلایل این گروه عبارتند از : 1-ماهیت دیه 2- سکوت در مقام بیان 3- اعتبار امر مختومه و .... در نهایت با رد دلایل مخالفین ، دلایل جواز مطالبه خسارات مازاد بر دیه رامورد بررسی قرار داده ایم و به این نتیجه گیری رسیده ایم که این خسارات قابل مطالبه می باشد . دلایل مزبور عبارتند از : 1- روایات 2- قاعده لاضرر 3- قاعده نفی حرج 4- قاعده تسبیب 5- بنای عقلا، همچنین رای اصراری به شماره 6 دیوانعالی مورخ 5/4/1375 نیز موید نظریه اخیر می باشد .

روش تحقیق:
روش تحقیق حاضر به صورت کتابخانه ای است.


روش گردآوری اطلاعات :
مطالب مورد نظر در این تحقیق با فیش برداری از کتاب از کتابخانه های معتبر شهر جمع آوری شده است.


ابزار جمع آوری اطلاعات :
کتاب و کتابخانه










دیه
بی تردید یکی از نیازهای بشر، وضع نمودن قوانینی جهت بازداشتن از بزهکاری ها و قتل و جنایت است. احکام دیه نیز یکی از آن هاست که البته فواید دیگری همچون آرام کردن بازماندگان و جلوگیری از عواقب جرم را می توان برای آن برشمرد. می توان ادعا کرد که اسلام کامل ترین قوانین مربوط به قتل و جنایت را دارد و احکام دیه بخشی از این قوانین را به خود اختصاص داده است. برخی از روایات بیان کنندة این است که اصل دیه در زمان جاهلیت مطرح بوده است. برای اثبات این جهت به دو روایت اشاره می کنیم:
الف) عبدالرحمن بن حجاج می گوید:
شنیدم ابن ابی لیلی می گوید: دیه در زمان جاهلیت صد شتر بود و سپس پیامبر آن را تائید فرمود.
ب ) حمادبن عمرو و انس بن محمد از جعفربن محمد (ع) نقل می کنند که آن حضرت از پدران بزرگوار خود نقل فرمود که در وصیت پیامبر (ص) آمده است:
ای علی؛ به درستی که عبدالمطلب پنج سنّت را در جاهلیت پایه گذاری کرد که خداوند آن ها را در آیین اسلام قرار داد؛ و این حدیث ادامه دارد تا آنجا که می فرماید: عبدالمطلب در دیة قتل، صد شتر را سنت گذاری نمود و خداوند آن را تأیید فرمود.
قرآن کریم می فرماید:
و ما کان لمؤمن ان یقتل مؤمناً الاخطئاً و من قتل مؤمنا خطئاً فتحریر رقبة مؤمنة و دیة مسلمة الی اهله الاً ان یصّدّفوا فان کان من قوم عدو لکم1
هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا از او سر زند و (در عین حال) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل برساند، باید بردة مؤمنی را آزاد کند و خون بهایی به کسان او بپردازد... .
عالم شیعی، صاحب جواهر (ره) می نویسد:
الاصل فی مشروعیتها الکتاب العزیز و الاجماع و السنة القطعیة؛2
اصل در مشروعیت دیه، کتاب قرآن و اجماع و سنت قطعی و یقینی است .

مفهوم فقهی دیه از دیدگاه قرآن کریم
از آنجایی که یکی از منابع مهم فقه اسلامی قرآن کریم است که مورد قبول و پذیرش تمام مذاهب اسلامی است و مبنا و محتوای حقوق اسلامی از این کتاب آسمانی سرچشمه می‌گیرد لذا در مورد موضوع دیه هم باید به این نکته اشاره کرد که لفظ دیه فقط دو بار در قرآن مجید در آیه 92 سورة نساء آمده است که خداوند می‌فرماید:
«و ما کان لمومن ان یقتل مؤمنا الا خطا و من قتل مؤمنا خطا فتحریر رقبة مؤمنة و دیه مسلمه الی اهله الا ان یصدقوا فان کان من قوم عدو لکم و هو مؤمن فتحریر رقبة مؤمنة و ان کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلمه الی اهله و تحریر رقبة مؤمنة فمن لم یجد فصیام شهرین متابعین توبة من الله و کان الله علیما حکیما».
یعنی هیچ مؤمنی را نرسد که مؤمنی را به قتل رساند مگر آنکه به اشتباه و خطا مرتکب آن شود و در صورتی که به خطا هم مؤمنی را بکشد باید به کفاره این خطا مؤمنی را آزاد کند و خونبها را به صاحب خون تسلیم کند مگر آنکه دیه را به ورثه قاتل ببخشد و اگر این مقتول با آنکه مؤمن است از قومی است که با شما دشمن و محاربند در این صورت قاتل دیه (خونبها) ندهد لیکن بر اوست که بندة مؤمنی را آزاد کند و اگر مقتول از قومی است که میان شما و آن قوم عهد و پیمان برقرار بوده پس خونبها را به صاحب خون پرداخته و بندة مؤمن به کفاره نیز آزاد کنید و اگر بنده‌ای نیابید باید دو ماه متوالی روزه بدارید. این توبه‌ای است که از طرف خدا پذیرفته شده است و خداوند به اعمال خلق و جزاء آن آگاه و دانا و به همه امور حکیم است.
به طوری که از محتوای این آیه استنباط می‌گردد مقدار دیه در قرآن کریم تعیین نشده است بلکه به بیان «دیه مسلمه» اکتفا شده است و دیه قبل از اسلام شناخته شده بود ولی به یک میزان واحدی نبود و مقدار و نسبت آن از یک طرف به نفس و طرز فکر اشخاص خونخواه و از طرف دیگر به مقام و شخصیت مجنی علیه بستگی داشت و بدین صورت مقدار آن کم و زیادی می‌شد. و گذشت خانواده مقتول از دیه امری پسندیده و مورد قبول خدا می‌باشد و جمله انباردار است اینکه لزوم پرداخت دیه مشروط به درخواست خانوادة مقتول نیست.

یکی از شگفتی های دین اسلام متناسب بودن احکام و دستورات ان با فطرت انسانها است. اسلام در وضع احکام خود فطرت وسرشت زن و مرد را در نظر گرفته است و احکام را منطبق بر فطرت و سرشت انها وضع کرده است.
زن و مرد از نظر جسمی و روحی با یکدیگر متفاوتند و مسلم است این تفاوت به معنای نقص یکی و برتری دیگری نیست. مثلا مردان از نظر جسمی نسبت به زن ها قوی تر هستند و توانایی بیشتری در انجام کارهای سخت و خشن دارند و یا زنان از ظرافت و زنانگی بیشتری برخوردار هستند و در کاراهایی که نیاز به ظرافت و زیبایی شناسی دارد ، توانایی بیشتری دارند. هیچکدام از این ها نشانه برتری یا ضعف دیگری نیست و از نظر اسلام مذکر یا مونث بودن ، برتری و ارجعیتی ندارد.

دیه در اسلام
دین اسلام دیه زن را نصف دیه مرد تعیین کرده است ، شاید بیان بهتر ان این است که دیه مرد را دو برابر دیه زن قرار داده است ، این حکم به معنی کم ارزش نشان دادن زنان یا برتری مردان نیست و حکمت دیگری دارد.
با نگاه درست به مقوله ی دیه خواهید دانست که دیه ، بها و قیمت انسان نیست. انسان و جان و شخصیت او ، قیمتی ندارد و هیچگاه نمی توان برای ان قیمت گذاشت و دین اسلام هم هرگز این کار را نکرده است و برای انسان و جان او ، قیمت و معادلی قرار نداده است و از همه جالب تر اسلام برای جان انسان ها و مسلمانان ارزش بسیاری قائل است ، به طوری که در قرآن ذکر می شود که اگر شخصی جان یک شخص را به ناحق بگیرد همانند ان است که جان تمام انسان ها را گرفته است ، این مقایسه نشان دهنده این است که برای جان انسان ها نمی توان ارزش و مقداری تعیین کرد.1
دیه ، بها و قیمت جان انسان نیست که اگر تفاوتی در مقدار ان ، در مورد زن و مرد باشد ، به این تعبیر باشد که جان مردان با ارزش تر از زنان است. دیه ، مالی است که در جهت جبران خسارت وارد شده بر بازماندگان شخص کشته ، داده می شود.
دیه یک فرد دانشمند با یک فرد بی سواد برابر است. دیه یک فرد معتاد با دیه یک قهرمان ورزشی برابر است. دیه یک بازرگان و تاجر با یک کارگر برابر است. دیه یک مجتهد با دیه یک فرد عامی برابر است. دیه یک پیرمرد با یک جوان برابر است و ...
مسلم است که این برابری ها در مقدار دیه نشانه ، برابری این افرار با هم نیستند ، چرا که به هر حال این افراد در علم ، ثروت ، توان جسمی و ... در یک سطح نیستند و اگر بنا بر ارزش گذاری باشد باید مقدار دیه متفاوت باشد ، اما همان طور که گفته شد دیه ، بها و قیمت انسان ها نیست بلکه جبران خسارت وارد شده بر بازماندگان است.
با این دید که دیه جبران خسارت وارد شده بر بازماندگان است و نه قیمت و ارزش انسان ها ، به خوبی خواهید دید که تفاوت در دیه زن و مرد نشانه برتری مرد نیست بلکه نشان دهنده نقش بیشتر مرد در اقتصاد خانواده است.
در جوامع امروزی و جوامع قدیم و هم بر اساس اسلام ، مرد عهدار وضعیت مالی و اقتصادی خانواده است و بار اقتصادی و مالی خانواده بر دوش مرد است. مرد موظف به تامین مخارج زندگی و فرزندان و پرداخت نقه به همسر خود است و اگر در این امر کوتاهی کند ، حتی از مراجع قانونی قابل پیگیری است.


1 - نساء (4): 92.
2 - جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج 2، ص 43.
1 - سوره مائده آیه 32

مشخصات فروشنده

نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی

شماره تماس : 09195145166

ایمیل :mohandesbartar@gmail.com

سایت :fileyar.ir

مشخصات فایل

فرمت : docx

تعداد صفحات : 170

قیمت : برای مشاهده قیمت کلیک کنید

حجم فایل : 156 کیلوبایت

برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...

پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل

پژوهش و پایان نامه حیا 142 ص

پژوهش و تحقیق پایان دوره حیا 142 ص
پژوهش و تحقیق پایان دوره حیا 142 ص - پژوهش و پایان نامه حیا 142 ص



فصل اول :
معانی و مفاهیم حیا
مقدمه :
انسان موجودی است اجتماعی و در پرتو اجتماعی زیستن است که می تواند ، احتیاجات مادی و معنوی خویش را بر آورده ساخته و رشد و کمال یابد .در این زندگی اجتماعی ، فرهنگ عمومی که شامل آداب و رسوم ، اخلاقیات و عقاید است و معاشرت اجتماعی آنگاه جلوه می نماید و جذابیت می یابد که تک تک اجزاء آن ،خود جلوه ای زیبا داشته و دارای نمائی جذاب باشد؛چرا که فرهنگ کلی جامعه ،از همین جزئیات اجتماعی، نشأت گرفته و بدون آن، هیچ فرهنگی ، واقعیت خارجی پیدا نمی کند .حیاء یکی از خصلتهای نیکوی اجتماعی است ، چنانچه امیر المؤمنان علی (علیه السلام) آن را خلق و خوی زیبا و خصلتی پسندیده معرفی نمودند و بلکه آن را بهترین صفت آدمی بر شمردند با این اوصاف ، حیاء با تجلی در معاشرت اجتماعی و حضور مستمر در فرهنگ عمومی ، به فرهنگ اجتماعی زیبائی بخشیده و مایه رشد و تعالی افراد جامعه می گردد .این خصلت پسندیده تمام ابعاد زندگی انسان را اعم از کلام و گفتار ، اعمال و رفتار و حتی ایماء و اشاره در بر گرفته و وجود‌ آن در فرد ، تماما او را دوست داشتنی نموده و عدم وجود آن ، او را منفور و مطرود جامعه می نماید و آثار مخرب دنیوی ، اخروی و حتی اعتقادی در فرد و جامعه از خود بر جای می گذارد .
همواره یکی از دغدغه های فکری شخص مسلمان این است که چگونه کرامت توأم با عزّت نفس پیدا کند یا به عبارتی با استفاده از چه راهکارهایی خود را به فضائل اخلاقی متصل و چگونه از زشتی ها و عیوب مختلف دور نماید، و یا با استفاده از چه فاکتورها و اهرم هایی می تواند، روابط فردی و خانوادگی و اجتماعی را توأم با (وزانت) و (وقار) و (اخلاق اسلامی) نمود. بدیهی است که یکی از مهم ترین راه های رسیدن به کرامت و عزت نفس (حیا) است که صفت زیبای الهی و انبیاء و حضرات معصومین (علیهم السلام) و بندگان صالح و شایسته حضرت حق بوده و هست و خواهد بود.
1-1 معنا و مفهوم لغوی و اصطلاحی حیا :
معناى لغوى حیا
شرم ـ آزرم ـ خوددارى از امرى از ترس ملامت.
معنای اصطلاحی حیا
عبارت از حالتی در انسان است که هنگام ظهور عیب یا کار ناهنجاری پدید می آید. به عبارت دیگر، اگر انسان نقص و کمبودی داشته باشد که عیب محسوب می شود و یا رفتار زشتی از وی سر بزند که دیگران متوجه شوند، حالتی به او دست می دهد که اصطلاحا به آن حیا و شرم می گویند. این حالت مخصوص کسانی است که برای خود ارزش قایلند و طالب کرامت و شرافت می باشند. چنین افرادی وقتی متوجه نقص و یا رفتار زشت خود می شوند، دچار حالت شرم ساری می شوند. [1]
حیا، از صفات کمالیه است که در هر شخص به نسبتی وجود دارد. حیا سبب پاکدامنی انسان، مخصوصاً زن می باشد. حیا زمینه ی تقویت ایمان و از ضروریات دین است که برای انسان شخصیت می آورد و شخصیت او را بالا می برد. داشتن حیا مورد رضای خدای عزّوجل است. حیا میزان تعادل زندگی، مانع از فروپاشیدن خانواده و باعث تعدیل رفتارهای اجتماعی می شود.
بزرگان مطالب زیادی درباره ی حیا گفته اند و آن را یک صفت عالی در انسان دانسته اند. حیای واقعی، انسان را از دام شیطان می رهاند و به خدا نزدیک می کند.

لغت‌شناسان کلمه حیا را چنین معنی کرده‌اند:
حیا عبارت است از دگرگونی حال و انکساری که به جهت ترس از آنچه عیب به شمار می آید و نکوهش می‌شود، به دست می آید؛
حیا، انقباض(گرفتگی) نفس از زشتی‌ها و ترک آن به دلیل همین زشت بودن است؛
حیا عبارت است از انقباض(گرفتگی) و انزوا (دوری گزینی) از کار زشت به جهت ترس از مذمت مردم.
بناباین حیا حالتی درونی است که می‌تواند ترس یا نوعی انقباض نفس- شبیه به کراهت داشتن از چیزی- باشد. دلیل ترس، مذمت‌شدن است و دلیل انقباض نفس می‌تواند همان ترس یا فهم زشتی یک عمل و تلاش برای دور نگاه داشتن نفس از آن زشتی باشد. علمای اخلاق تعاریف عینی‌تری برای حیا بیان کرده‌اند:
"حیا ملکه‌ای نفسانی است که موجب انقباض نفس از فعل قبیح و انزجار آن از کار خلاف ادب می‌ شود. این کار به جهت ترس از سرزنش صورت می‌گیرد “؛ یا “حیا خصلتی است که انسان را بر ترک کردن فعل قبیح و جلوگیری از کوتاهی‌کردن در حق دیگران بر می‌انگیزد “؛ یا “حیا از قبیل وقار می باشد و عبارت است از سر به زیر افکندن و انقباض از سخن گفتن به جهت حرمت شخص مقابل که از او حیا می‌شود “.
احادیث موجود درباره حیا این تعاریف را تکمیل می ‌کند. در این احادیث، سه عنصر قابل تفکیک وجود دارد؛ شخص حیا کننده (فاعل)، شخصی که از او حیا می‌‌شود (ناظر) و فعل قبیح (فعل). امام زین‌العابدین می‌فرماید: “خدایا تو ما را دیدی و ما حیا نکردیم “. این جمله از دعا به ناظر در بحث حیا اشاره می کند. این ناظر می‌تواند مردم، نفس انسان و یا خدا باشد. بیشتر افراد در مقابل مردم، از انجام دادن عملی که بر خلاف عرف جامعه باشد، حیا می‌کنند، زیرا از سرزنش‌شدن می‌ترسند و می‌خواهند در جمع پذیرفته شوند. تعداد کمتری از افراد هستند که در خلوت نیز از نفس خود حیا می‌کنند و مرتکب اعمال ناپسند نمی‌شوند. احادیث این افراد را چنین توصیف می کنند: “مَن کَرُمَت علیه نفسه … “؛ یعنی “آنکه نفسش نزد او کرامت دارد … آن را با معصیت بی‌ارزش نمی‌سازد “. یا “دنیا نزد او خوار می‌شود “.
امام علی (ع) حیای از خود را بهترین نوع حیا و ثمره ایمان می‌شمارد. حیا از حق‌تعالی و عالم را محضر خدا دانستن، نقطه اوج حیا و بهترین بازدارنده از اعمال ناپسند است. امام صادق‌(ع) ۵ گونه حیا بر می‌شمرد که تفاوت‌ها را نشان می‌دهد. حیا از گناه، حیا از کوتاهی (تقصیر)، حیا از روی کرامت، حیای محبت، حیای هیبت و عظمت که هر کدام اهلی دارد و هر گروه، مرتبه‌ای علی‌حده.
امام باقر(ع) “حیا از آنچه نزد خداوند و نزد مردم قبیح است ” را یکی از چهار خصلتی می شمارد که مایه کمال مسلمانی است. در این حدیث علاوه بر اشاره به ناظران در بحث حیا، معیار قبح فعل نیز مطرح شده است. معیار اول، دستورات الهی و معیار دوم، نظر مردم یا همان عرف است. فعل قبیح یعنی عمل نکردن به آنچه خدا امر می کند و عمل کردن به آنچه خدا نهی می‌فرماید. عرف هر جامعه نیز تا زمانی معیار است که با امر الهی تعارض نداشته باشد.
بنابر تعاریف فوق می‌توان گفت حیا ملکه‌ای در نفس آدمی است که در موقعیت انجام دادن عمل قبیح، موجب بروز حالاتی مانند کراهت یا ترس در نفس می‌شود و این حالات، انسان را از انجام دادن آن عمل در مقابل ناظران باز می‌دارد. ملکات نفسانی که روان‌شناسان به آن منش یا شخصیت نیز می‌گویند و در اثر شناخت و تکرار عمل پدید می‌آیند، در قرآن با مفهوم شاکله مطرح شده است. “کُلٌ یَعمَلُ علی شاکِلَتِه “؛ یعنی هر یک بر پایه شاکله خود رفتار می‌کند. این مفهوم در انسان‌‌شناسی اهمیت زیادی دارد.
قرآن در آیه‌ای دیگر به این موضوع اشاره می‌کند که شاکله از مجموع ادراک و احساس، نیت‌ها و افکار و عمل آدمی که ویژگی استمرار و پیوستگی داشته باشد، به دست می آید. “کلّا بَل رانَ علی قُلوبِهِم ما کانوا یکسبون “. یعنی “چنین نیست، بلکه آنچه در پی کسب آن بودند، بر دلهایشان غشائی سخت زد “. مقصود از “رین ” در اینجا غشای مسلط و سرسخت است و آنچه درپی کسب آن بودند نیز افکار و نیت‌ها و افعال آنها می باشد که خاصیت پیوستگی داشته است. اینها شاکله‌ آدمی را شکل می‌دهند و این شاکله، خود منشأ عملی متناسب با خود می‌شود .[2]حیا نیز از جنس همین شاکله یا ملکه نفسانی است که اگر به دست آید، بازداری‌هایی را برای انسان رقم می‌زند. بازداری‌هایی که زیر مجموعه تقوا و یکی از وجوه آن تعریف می‌شود.

2-1 منشاء حیا
و اما حیاء منشأ آن معرفت و شناخت عظمت و جلال خداوندى و جمال او (و آگاهى از مقام عفو و رفتار نیک او با بندگان و کثرت نعمت ها و عدم رضایت او براى بنده به نعمتى غیر نعمت دیگر، و علم بعدم غفلت او از مراقبت احوال بنده، با توجه به قبایح اعمال خود و سوء معامله و رفتارش با این پروردگار مهربان و نفاق در حضور او با درک او به این حقیقت)، می باشد، و هر گاه که این معرفت ها براى بنده حاصل شد، حالتى که در چنین شرایطى بر او عارض می شود حیاء است. و هر کس که در میدان هیبت پروردگار قدمى از روى حیاء و شرمسارى بردارد برایش از عبادت هفتاد سال بهتر خواهد بود.
شکى نیست که این صفات و احوال فرع این معارف است که در بالا بدان اشاره نمودیم، چنان که ما در معـاملاتمان با همنوعان خود این مطلب را بالوجدان مشاهده می کنیم که اگر انسانى در شخص دیگرى سلطنت و قدرتى به اندازه ذره اى از سلطنت و قدرت خداوند سراغ داشته باشد او را بزرگ مى شمارد و مراقب او است و از او می ترسد و اگر علاوه بر این آن شخص به اندازه ذره اى از نعمت هائى که خدا بر بندگان ارزانى داشته به آن شخص عطا کند او خود و نفس و مال خود را فداى او می کند و از خدمت به او و قیام به وظایف بندگیش لحظه اى غفلت نخواهد نمود و اگر علاوه بر این دو، تقصیرات خود را هم نسبت به آن شخص در نظر آورد و مخالفت هایش را با این سلطان و منعم در هنگام انعام و بخشش او و در حضور او مجسم کند از حیاء و شرمسارى خواهد مرد.
و اما این که مى بینیم عامه مردم با این که معتقد و مؤمن به عظمت پروردگار هستند و هر بزرگى، و بزرگ را بالنسبة به او کوچک مى دانند و به نعمت هاى بى شمار او معترف هستند و از طرف دیگر از این همه گناه و معصیت از ناحیه خود هم با خبرند و با توجه بهمه این ها کمتر دچار حیاء و شرمسارى مى گردند، علتش اولا ضعف ایمان به غیب بالنسبة به شهود و عیان هست، زیرا سلاطین و قدرتمندان جهان، و منعمین و بخشندگان این دنیا مشاهده مى شوند و سلطنت و نعمت آن ها محسوس و مشهود است، و اما ذات اقدس حق، براى آن ها غیب و ناپیدا است و تنها با ادله عقلیه هست که معتقد به وجود او و معترف بعظمت و نعـمت هاى او هستند و اعتقاد به غیب بالنسبة بمشاهده بالعیان ضعیف است و لذا این معارف در حق پروردگار باعث تعظیم و هیبت و حیاء مثل آن چه در معامله و رفتار با بزرگان و سلاطین دنیائى و بخشندگان این جهان می شود نمی گردد.
ثانیا این که چون جلالت امر در عظمت خدا و نعمت هاى او به حدى است که براى احدى اداء حق آن، بلکه جزئى از اجزاء آن حقوق ممکن نیست و مردمان بقصور و ناتوانى خود آگاه هستند بیکباره آن را مهمل مى گذارند.
ثالثا چـنین مى پندارند که منافع خدمت سلاطین دنیا، نقد و نفع عبادت پروردگار نسیه بوده، و در سراى دیگرى که وجود آن بر خلاف حس بوده تنها با ادله عقلى بدان معتقدند به آن ها میرسد، و این وجوه که که منشأ همه آن ها غـرور و جهل است سبب مسامحه عامه مردم، و کوتاهى آن ها در اطاعت و بندگى پروردگار شده است، که باید از روزی که غیب، عیان می گردد و مردمان فریاد میزنند وا حسرتاه بر آن چه که ما در مورد پروردگار، کوتاهى نمودیم، به خدا پناه برد. و توجه به عظمت خداى مهربان و خشوع قلبى، روح نماز است و کمال آن بکمال آن ها بستگى دارد و از همه این ها مهمتر تعـظیم ذات اقدس حق است که آن از لوازم ایمان می باشد، بنابر این کسی که ایمانش کامل گشته و مباشر قلبش شده و محبت دنیا و یا فکر و اشتغال آن مانع تأثیر این ایمان در وجود او نگشته، می بایست که نمازش را از اول تا آخر همه اجزائش را با توجه بخواند.

3-1 مفهوم حیاء :
توضیح آنکه ، حیاء به انقباض و گرفتگی نفس از کار قبیح و ترک نمودن آن به جهت زشتی آن عمل و یا به جهت ترس از مذمت و سرزنش مردم گفته می شود . این تعاریف و معانی ، باز دارندگی حیا را از هر کار زشتی بیان می دارد ؛ چه این زشتی از طریق شرع بیان شده باشد و رنگ دینی و مذهبی به خود گرفته باشد و چه قبح عرفی داشته باشد و در نظر عموم مردم ، عمل زشتی محسوب گردد . چه اینکه حیا در جامع السعادات - از کتب مشهور اخلاقی – اینگونه تعریف شده است: حیا محدودیت و در تنگنا افتادن نفس و شرم داشتن از ارتکاب محرمات شرعی و عقلی و عرفی ، از ترس نکوهش و سرزنش هست به عبارت دیگر ،حیا نیروی بازدارنده ای است که انسان را از ارتکاب اعمال قبیح باز می دارد .حال ، آن عمل ، عمل قبیح شرعی باشد و یا عقلی و یا اینکه عرف آن را قبیح بداند .در ادامه ، حیا اعم از تقوا معرفی شده؛ چرا که تقوا ، اجتناب از گناهان شرعی است و حیا اعم است از این و اجتناب از آنچه عقل و عرف نیز زشت و ناپسند می دانند . علامه مجلسی ، آن را ملکه ای نفسانی دانسته که به خاطر ترس از سرزنش موجب گرفتگی نفس آدمی گشته و او را از مخالفت با آداب منزجر می نماید . مونتسیکو ، حجب و حیا را خجلتی معرفی نموده که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد . ویل دورانت ، آن را نوعی عقب نشینی مدبرانه ارزیابی نموده که از ترس و پاکدامنی زائیده می شود و با لطف و زرنگی گسترش می یابد .)فصل الخطاب این تعاریف ، تعریفی است که از وجود نازنین صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله ) نقل شده است . ایشان فرمودند :« حیا نوری است که جوهرش جلو دار و پیشگام ایمان است و توضیح و تفسیرش ، بازداررنگی و توقف نزد هر چیزی است که توحید و معرفت ، آن را انکار نماید . ایشان با این بیان ، بی حیایی را مخالف اساسی ترین اصل از اصول دین اسلام و هر دین الهی معرفی نمودد و با معرفت باری تعالی مغایر دانسند ، گو اینکه هر که حیا ندارد ، از شناخت باری تعالی ، بی بهره است .
برای تحقق حیا زمینه هائی لازم است که عبارت است از حالت استحیاء و اعتقاد به اموری که حیا از آن ها لازم است. حیا نوری است که گوهر آن سینه ایمان است و معنای آن این است که در برابر هر آنچه با توحید و معرفت ناسازگاری است
خویشتنداری کنی (مصباح الشریعه / 510) حیا خوی زیبائی است که موجب رسیدن انسان به نیکی ها و کمالات می شود و حیا رأس مکارم و خوبی هاست و زمینه مطلوبی برای پاکی و جوانمردی است و رابطه تنگاتنگی با ایمان دارد به طوری که اگر ایمان نباشد حیا هم نخواهد بود. (میزان الحکمه، باب حیا، ج 3)

4-1 ماهیت شرم و حیا
حیا، حالتی نفسانی است که آثار آن در چهره و رفتار خودنمایی می کند. این گونه شرم و حیا از آن جایی که به صورت حال و زمان مند می باشد و صفت و وصف پایدار به شمار نمی آید به عنوان فضیلت مورد ستایش و تقدیر نیست. بلکه زمانی که شرم و حیا به صورت پایدار در آید، به عنوان فضیلتی انسانی و خوی و منش نیکو مورد ستایش خردمندان قرار می گیرد.
شرم و حیایی که به عنوان فضلیت از آن یاد می شود، معنا و مفهوم دیگری را القا می کند که در حوزه عمل نیکوی انسانی و رفتارشناسی هنجاری قرار می گیرد. شخصی که از صفت حیا برخوردار است در منش و کنش خویش انسانی است که از زشتی ها و ناهنجاری ها پرهیز می کند و خود را آلوده به آنها نمی سازد. [3]این مفهوم درباره ذات خداوندگاری بدین معنا که گفته شد نمی باشد، زیرا خداوند منزه و پاک از چنین وصفی است، چه آن که انقباض و گرفتگی درباره خدا معنا ندارد. بنابراین مراد از این که خداوند دارای صفت شرم و حیاست به معنای این است که خداوند قبیح و زشتی ها را ترک می کند و آن را انجام نمی دهد.
به سخن دیگر برای واژه شرم و حیا دو معنای مختلف است: معنایی که اشاره به حالت انفعالی دارد و در حقیقت واکنش نفس انسانی است به کنشی که نسبت به وی انجام می شود، دوم معنایی که به صفتی در انسان و یا غیر انسان اشاره دارد و به عنوان امر پایدار مطرح می باشد. در این صورت می توان آن را به خداوند به شکل کمالی آن نسبت داد. در این معنا حیا به معنای پرهیز از زشتی ها و دوری از انجام قبایح است. مفهوم ضد آن در این صورت وقاحت و بی شرمی است که امری ناهنجار و منش و کنشی زشت بشمار می رود.
قرآن به مساله شرم و حیا به عنوان صفت و فضیلت انسانی اشاره می کند و از انسان ها می خواهد که مردمانی خوددار از ارتکاب زشتی ها و قبایح باشند.

5-1 ارزش حیا
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است: «بی شرمی با هیچ چیز همراه نشد مگر این که آن را زشت گردانید. و حیا با هیچ چیز همراه نگشت، مگر این که آن را آراست.» امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «هر کس پوشش شرم گزیند کسی عیب او نبیند» و در بیانی دیگر می فرماید: «حیا پیشه کن که حیا نشانه نجابت است.»
امام صادق ـ علیه السّلام ـ جایگاه حیا را در رأس مکارم اخلاقی دانسته می فرماید:
مکارم اخلاق یکی بسته به دیگری است، خداوند آنها را به هر که خود خواهد، دهد. ممکن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد، در بنده باشد و در مولای اونباشد، (آنها عبارتند از:) راستگویی،صداقت با مردم، بخشیدن به مسکین، جبران کردن خوبی ها، امانتداری، صله رحم، دوستی و مهربانی باهمسایه و یار، میهمان نوازی و در رأس همه حیا.
امام علی ـ علیه السّلام ـ در باب نقش کلیدی حیا فرمود: «حیا وسیله رسیدن به هر زیبایی و نیکی است.» اهمیت حیا در حدّی است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.» از سیره رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ گزارش شده است که هر گاه با مردم صحبت می کرد، عرقِ شرم بر پیشانی داشت و هیچ گاه به آنان خیره نمی شد.
از امام کاظم ـ علیه السّلام ـ به یاران خود توصیه می فرمود: پرده شرم و آزرم میان خود و برادرت برمدار، و مقداری از آن باقی گذار؛ زیرا برداشتن آن، برداشتن حیا است.

6-1 ارکان حیا
حیا داراى سه رکن اصلى است: فاعل، ناظر، فعل.
منظور از فاعل، شخصى است که کرامت و بزرگوارى نفسانى دارد. ناظر در حیا، شخصى است که مقام و منزلت او در چشم فاعل، عظیم و بلند مرتبه است. رکن سوم، فعل است که همان فعل ناپسند و زشت نام دارد.
محور بازدارندگى از فعل گناه در حیا، ادراک حضور ناظرِ محترم و حفظ حرمت اوست. با این وصف، فرق حیا و تقوا و خوف مشخص مى‏شود؛ به این بیان که در تقوا و خوف، محور بازدارندگى، درک قدرت خدا و ترس از مجازات اوست، اما در حیا، محور بازدارندگى، ادراک حضور خداوند متعال است.
گرچه جوهره و ماهیت حیا، بازدارندگى از ارتکاب اعمال زشت است اما این بازدارندگى، انجام اعمال نیک را نیز در پى خواهد داشت. پس حیا، هم نقش بازدارندگى و پیش‏گیرى از گناه دارد و هم عامل تحریک کننده انسان به سوى خوبى‏ها محسوب مى‏شود.
7-1 فطرى بودن حیا
انسان غیرا ز غرایز خدادادى، فطریاتى دارد که حیوانات فاقد آن هستند. یکى از آن فطریات، حیاست. از آن‏جا که انسان به بى‏عیب و نقص بودن تمایل دارد و نمى‏خواهد عیوب احتمالى‏اش نمایان گردد، مى‏توان گفت یک کشش فطرى و درونى به حیا دارد؛ یعنى اگر متوجه شود دیگران عیوبش را مى‏دانند ناراحت مى‏شود. همین ویژگى، او را از حیوان متمایز مى‏سازد.
قرآن مجید در داستان آفرینش آدم و حوا به تلاش آنها براى پوشاندن عورت خود اشاره مى‏کند و مى‏فرماید: «چون از آن درخت تناول کردند، شرمگاهشان آشکار شد و به پوشاندن خویش از برگ‏هاى درختان پرداختند.»
از این آیه معلوم مى‏شود که حیا و پوشش، امرى فطرى است، زیرا کسى به آدم و حوا یاد نداد که در آن حال، عورت خود را بپوشانند و شرم داشته باشند.

8-1 عوامل ظهور و بروز حیا
حال با همه ی این بحث ها چه کنیم که حیا را در خود ظاهر کنیم؟در ابتدا باید بدانیم که حیا امری است فطری و ایجاد کردنی نیست.چیزی است که در وجود و سرشت همه وجود دارد و فقط باید آن را ظاهر کنیم.
شاید نسبت به حجاب افرادی باشند که با نفرت برخورد کنند و به بی حجابی افتخار کنند؛اما در جامعه کسی را نمی بینید که وقتی از حیا صحبت شود،نسبت به آن اشتیاق نشان ندهد و یا به او احساس نفرت دست دهد و اگر او را به بی حیایی توصیف کنند،ناراحت نشود.
دلیل آن این است که حیا جزء فطرت ماست و آن را در درون خود لمس می کنیم و البته به شکل اکتسابی ظهور می کند.با آن که حیا اکتسابی است،ولی اکتسابی بودن بدین معنا نیست که انسان می تواند آن را بر خود ارزانی کند بلکه بایستی آن را از خداوند طلب کند و بخواهد که به او عنایت نماید و در هر حال ظهور آن نیازمند تلاش و کوشش است.
1- ایمان
در روایات به رابطه ی حیا و ایمان تأکید زیادی شده است. امام صادق(علیه السلام) حیا را از ایمان می دانستند [4]و در کنار مهربانی و فهم،این سه را نشانه ی مؤمن معرفی می کردند [5]و می فرمودند:«کسی که حیا ندارد،ایمان ندارد.»[6] و بر عکس آن هم چنین است:«حیا و ایمان ملازم یکدیگرند. پس هر گاه یکی از آن ها برود،دیگری هم به دنبال آن خواهد رفت.»[7] و تا مرحله ای جلو رفتند که حیا را عین ایمان معرفی کردند و فرمودند:«هیچ ایمانی مانند حیا و صبر نیست.»[8]
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم ملازمت و پایداری نسبت به حیا را جزء صفات مؤمن می دانستند[9] و می فرمودند:«حیا،شعبه ای از ایمان است و جز خیر به دنبال نمی آورد.»[10] لذا یکی از عوامل اصلی ظهور حیا در انسان طلوع ایمان در قلب اوست. ایمان باعث می شود انسان حضور خدا را درک کند و در محضر او حیا نماید و «هرگاه عملی بر خلاف ایمانش از او سر زد،شرم کند.»[11] و بالاتر از این «شایسته است که وقتی فکری در غیر طاعت خداوند به ذهنش راه یافت،شرم کند.»[12]
2-محبت و معرفت
حیا از مقوله ی محبت است و در این وادی مطرح می شود؛ نه از مقوله ی تکلیف و وظیفه. انسان از روی عشق و محبت حیا می کند و تا به مراحل بالای معرفت نرسد،این مفهوم را درک نخواهد کرد. نمونه های آن در سال های دفاع مقدس زیاد رخ داده است. مثلاً نقل می کنند یکی از رزمندگان روی زمین افتاده بود و لحظات آخر را سپری می کرد. دوستش از کنار او رد شد و به او گفت: کاری نداری تا برایت انجام دهم؟ او پاسخ داد:پای مرا به این سمت قرار بده،چون الان به سمت حرم ابا عبدالله (علیه السلام) است و من شرم دارم که این چنین جان بدهم!
این ها در وادی احکام و تکلیف مطرح نیست؛یعنی اگر این شهید با همان حالت هم جان می داد،هیچ تکلیف شرعی را عصیان نکرده بود؛اما شدت حب به قدری است که او را به اینجا رسانده است.
3-رضای الهی
کسانی که به خداوند اعتماد دارند،به میزان اعتمادشان به مراحلی می رسند. مرحله ی اول توکل؛یعنی در کارها به خدا تکیه می کنند. با اعتماد بیشتر به تفویض می رسند؛یعنی امور را به خداوند می سپارند.مرحله ی بعد تسلیم است که اختیار خود را سلب و تماماً خود را به خداوند تسلیم می کنند.و در نهایت رضای الهی است؛یعنی در این تسلیم آنچه خداوند بر سر آن ها می آورد،با رضایت خاطر و خرسندی می پذیرند.
خداوند در حدیث معراج به پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:کسانی که به مرحله ی رضا برسند،خصلت هایی را برایشان هموار می سازم از جمله:«جامه ی حیا را بر تن او می سازم تا تمامی خلق از او شرم و حیا داشته باشند.»[13]
4- خوف از مقام
بعضی انسان ها به خاطر طمع به پاداش و بهشت اعمال خوب انجام می دهند و بعضی به خاسر ترس ار؛وقتی می شنود«کسانی که آیات کتاب آسمانی را کتمان م یکنند و آن را به بهای ناچیزی می فروشند،جر آتش به شکم های خود فرو نمی برند و خداوند روز قیامت با آنان سخن نگوید و پاکشان نسازد و ایشان را عذابی دردناک است.»[14] آن وقت بر اثر ترسی که احساس می کند،عملی را انجام می دهد و البته آن عمل را نوعی تکلیف و دشواری برای خود می بیند.
اما منشأ عمل و ترک در فرد با حیا ترس از عذاب نیست بلکه خوف از مقام است. لذا افرادی که دارای معرفت عمیقی هستند می گویند:«عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم.»[15]
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:قدرت حیا از اندوه و هراس است و حیا مسکن خشیت و بیم است. پس ابتدای حیا هیبت است و صاحب حیا مشغول به خویشتن است و از مردم و کردارشان کناره می گیرد.[16]
بیم از سرزنش نفس و ترس از سرزنش خداوند دو مسأله ی بنیادین و اساسی است که انسان را به حیا کردن وا می دارد. هنگامی که انسان به درک درستی از خویشتن دست می یابد،می فهمد که او موجودی حاکم و غالب بر اعمال و رفتار خویش است و قدرت گزینش و انتخاب را در اختیار دارد.
خداوند در این جهان شرایط لازم را برای انجام خیر و شر فراهم آورده است تا بدین شکل اختیار انسان معنا پیدا کند. لذا در هنگام ارتکاب عملی ناشایست،هم می توان حیا داشت و از آن عمل خودداری نمود و هم می توان بر خلاف آن در کمال بی حیایی به انجام آن عمل مبادرت نمود. دانستن این که ارتکاب امری ناشایست،دون شأن و مقام و مرتبت اشرف مخلوقات است، به ما کمک می کند تا از امور ناشایست و ناپسند بپرهیزیم.
از دیگر عوامل و انگیزه های حیا،ترس از سرزنش و عتاب پروردگار جهان است. بدین معنا که اگر نعمت های سرشار و لطف و مهربانی و عفو و گذشت و تمامی صفات نیکوی خداوند را در نظر بگیریم و جایگاه خویش ا در برابر او بشناسیم،به خود اجازه ی ترک حیا را نخواهیم داد. چنان که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند:«از خداوند به سبب نعمت های پایداری که حتی به اندازه ی یک هفتم توان جبران آن ها را ندارم، حیا و شرم می کنم.»[17]
5-شکر گزاری برای تحصیل حیا
در روایت آمده است:اگر چند صفت در وجودت بود،شکر خدا را بجا آور و اگر در وجودت موجود نبود،با گریه و زاری آن هارا از خداوند طلب کن. از حضرت سؤال شد،آن ها چیست؟حضرت فرمودند:پارسایی،قناعت،صبر و شکیبایی،شکر گزاری،حلم و بردباری،حیا،سخاوت،شجاعت،غیرت،نیکی کردن،راست گفتاری و امانتداری.[18] در ابتدای روایت اشاره گردیده است که این صفات،اختصاص به پیامبران دارد.
6- تظاهر به حیا
حیا را می توان با افزایش حرارت بدن، سرخی گونه ها،خم شدن یا برگرداندن سر،دوخته شدن چشم ها به زمین و مخفی کردن صورت جلوه گر ساخت.
به طور کلی صفات اخلاقی به گونه ای است که حالات ظاهری آن،اصل صفات را در قلب انسان پدید می آورد. به عنوان مثال اگر شخصی احساس کند فلان خصیصه ی اخلاقی در او وجود ندارد، باید تظاهر به آن بکند تا کم کم در وجودش نهادینه گردد. همان گونه که در حدیث آمده است:«هر چند بردبار و صبور نیستی،خود را به بردباری بزن.»[19] برای تمرین با حیا شدن باید به افراد با حیا نگریست. اگر می بینید آنان نگاه خویش را به زمین می دوزند یا اگر عمل نادرستی از آنان سر زد سکوت اختیار می کنند و بی جهت از خود دفاع نمی کنند و...باید از اعمال آنان الگو برداری نمود.
7-مراقبت از چشم
در روایات هم آمده است که محل حیا چشم انسان است.[20] کسی که می خواهد حیا را در وجودش نمایان کند باید ابتدا بر روی چشمانش تمرین کند. آن زمانی که چشم انسان به پایین می افتد و خیره خیره نگاه نمی کند،زمان بروز حیاست. در قرآن هم می بینیم که در مورد روابط زن و مرد،بر روی«غضّ بصر» یعنی شکستن نگاه تأکید می کند[21] که از همین جا نشأت می گیرد. حضرت علی (علیه السلام) هم حیا را چشم فرو بستن می دانند.[22] البته این مطلب در مورد دو جنس موافق هم مصداق دارد.
خدمت بزرگان که می رویم،می بینیم این مطلب را کاملاً در نگاه هایشان مراعات می کنند. بار ها خوانده ایم و توجه کرده ایم که نگاه تا چه حدی در انتقال مقاصد مؤثر است. وقتی نزد حکیمی قرار می گیریم، متوجه می شویم که تأثیر نگاه پایین و شکسته (عضَّ بصَر) به مراتب از نگاه مستقیم بیشتر است. گاهی نگاهش آدم را فرا می گیرد. یک لحظه به انسان نگاه می کند و بعد نگاهش را فرود می آورد و دوباره به انسان می نگرد. این جاست که نگاه حراج نمی شود،بلکه ارزشمند می شود.
حیا هم همین را به ما می گوید؛ نمی گوید: کورشو!یا زیبایی هایت را کور کن! می گوید: نگاه و زیبایی هایت را حراج نکن. هیچ وقت اشیای گران قیمت را به معرض حراج نمی گذارند. حیای کالای وجود انسان را قیمتی می کند و به نگاه ارزش می دهد. می گوید: نگاهت را بی حساب خرج نکن و جالب آن که این طور نگاه ها سپر محکمی است در مقابل دیگران. وقتی انسان نگاهش را کنترل کند،با این عملش به طرف مقابل هم تلقین می کند که تو هم باید این طور باشی و لباس حیا را به نگاهت بپوشانی.
8-توجه به عظمت بخشی حیا
حیا تجلی جمال و جلال انسان است. هم هیبتی به انسان می دهد که دیگران جرأت نکنند هر حرفی را جلوی انسان مطرح کنند و هم جمال انسان را طوری زیاد می کند که چوب حراج به آن نزنند.
ویل دورانت در زمینه ی جنبه ی اکتسابی حیا می گوید:«حیا امری غریزی نیست،بلکه اکتسابی است. زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه ی طعن و تحقیر است و این امر به دختران خود یاد دادند. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند حس می کند که این خود داری ظریفانه از یک لطف و دقت عالی خبر می دهد.»[23]
قرآن به شکلی زیبا این را به تصویر می کشد. قرآن روی جزئیات قضایا و داستان ها زیاد معطل نمی شود ولی گاهی می بینیم روی یک نقطه متمرکز می شود. از آن جمله داستان دختران شعیب و موسی(علیهماالسلام) است که وقتی دختران زودتر از معمول روزهای دیگر به خانه می روند، پدرشان از علت آن سؤال می کند. دختران هم قضیه ی جوانمردی که به آن ها کمک کرد را برای پدر بیان می کنند. پدر هم یکی از دختران را به دنبال آن جوان می فرستند تا او را به خانه بیاورد و اجرت این عمل را به او بدهد.
حال این دختر می خواهد به آن جوان نزدیک شود. قرآن ساده از این مسأله ی جزئی نمی گذرد. این طور بیان می کند:دختر شعیب با نهایت حیا به موسی نزدیک شد.[24] کلمه ی «استحیاءٌ» را با تنوین بیان می کند. این تنوین، تنوین تنکیر نیست. اصطلاحاً به آن «تنوین تفخیم» می گویند. یعنی برای بیان عظمت و بزرگی استفاده می شود. البته این دختران قبلاً هم حیای خود را نشان داده بودند؛همان زمان که گفتند:تاوقتی چوپانان کنار چاه هستند، ما به گوسفندانمان آب نمی دهیم.[25] حال هم که تنها به سراغ موسی(علیه السلام) آمده است،نهایت حیا را از خود نشان می دهد. وقتی هم می خواهد او را دعوت کند، فقط می گوید:پ

[1] - غررالحکم ص256( الحیاء خلق جمیل)
[2] -(باقری، ۱۳۷۸).
[3] -(مفردات راغب اصفهانی ص ۲۷۰)
[4] - کافی،ج2،ص106(الحَیاءُ مِنَ الإیمانِ)
[5] - بحارالانوار،ج1،ص119(وَأمَا عَلامَةُ المُؤمِنِ:فَإنَّهُ یَرؤُفُ وَیَفهَمُ وَیَستَحیی)
[6] - کافی،ج2،ص106(لا إیمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَهُ)
[7] - همان(الحَیاءُ وَالایمانُ مَقرونانِ فی قَرنٍ فَإذا ذَهَبَ أحَدَهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ)
[8] - بحارالانوار،ج66،ص409(لا إیمانَ کَالحَیاءِ وَالصَّبرِ)
[9] - همان،ج64،صص311-310(مِن صِفاتِ المُؤمِنِ... وَحِلفُهُ الحَیاءُ)
[10] - مجموعه ورام،ج1،ص191(الحَیاءُ شُعبَةٌ مِن الإیمانِ لا یأتی إلاّ بِخَیرِ)
[11] - غررالحکم،ص90،ح1550(إنَّ المُؤمِنَ لَیَستَحیی إذا مَضی لَهُ عَمَلٌ فی غَیرِ مَا عُقِدَ عَلَیهِ إیمانُهُ)
[12] - همان،ص91ریالح1574(یَنبَغی لِلمُؤمِنِ أن یَستَحییَ إذا اتَّصَلَت لَهُ فِکرَةٌ فی غَیرِ طاعَةِ)
[13] - بحارالانوار،ج74،ص29(ألبَسَهُ الحَیاءَ حَتّی یَستَحیی مِنهُ الخَلقُ کَلَهُم)
[14] - بقره(2)/174(إنَّ الَّذینَ یَکتُمونَ مَا أنزَلَ اللهُ مِن الکِتالِ وَ یَستَرونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلاً أولئِکَ مَا یَأکُلونَ فی بُطونِهِم ألاّ النّارَ وَ لا یُکَلِّمَهُمُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ وَ لا یُزَکیهِم وَ لَهُم عَذابٌ ألیمٌ)
[15] - امام خمینی (ره)صحیفه امام،ج13،ص461
[16] - بحارالانوار،ج68،ص336(وَ قُوَّةُ الحَیاءِ مِنَ الحُزنِ وَ الخَوفِ وَ الحَیاءُ مَسکَنُ الخَشیَةِ فَالحَیاءُ أوَّلُهُ الهَیبَةُ وَ صاحِبُ الحَیاءِ مُشتَغِلٌ مُعتَزِلٌ مِنَ النَّاسِ)
[17] - بحارالانوار،ج22،ص310(أستَحیی مِنَ النِّعَمِ المُتَظاهِرَةِ الَّتی لا جُزءاً مِن سَبعَةٍ)
[18] - کافی،ج2،ص56(إنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ خَصَّ الأنبِیاءَ بِمَکارِمِ الأخلاقِ، فَمَن کانَت فیه فَلیَحمَدِ اللهَ وَ مَن لَم تَکُن فیهِ فَلیَتَضَرَّع إلی اللهِ وَ لیَسألُهُإ إیَّاها... هُنَّ الوَرَعُ، وَ القَناعَةُ و الصَّبرُ، وَ الشُّکرُ وَ الحِلمُ وَالحَیاءُ وَ الشُجاعَةُ وَ الغیرَةُ وَالبِرُّ وَ صِدقُ الحَدیثِ وَ أداءُ ألأمانَةِ)
[19] - کافی، ج2،ص112(إذا لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَّم)
[20] - وسائل الشیعه،ج17،ص80(فَإنَّ الله جَعَلَ الحَیاءَ فی العَینَینِ)
[21] - نور(24)/31-30 (قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِن أبصارِهُم وَ یَحفَظُوا فُرُوجَهُم ... وَ قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُسنَ مِن أبصارِهِنَّ وَ یَحفَظنَ فُروجَهُنَّ)
[22] - غررالحکم،ح5537(الحَیاءُ غَضٌّ الطَّرفِ)
[23] - مرتضی مطهری،فلسفه حجاب،ص69
[24] - قصص(28)/25(فَجاءثَهُ إحداهُما تَمشِی عَلَی استِحیاءِ)
[25] - قصص(28)/23(قالَتا لا نَسقی حَتّی یُصدِرَ الرِّعاءُ)

مشخصات فروشنده

نام و نام خانوادگی : شادمان روستا ناوی

شماره تماس : 09195145166

ایمیل :mohandesbartar@gmail.com

سایت :fileyar.ir

مشخصات فایل

فرمت : docx

تعداد صفحات : 142

قیمت : برای مشاهده قیمت کلیک کنید

حجم فایل : 351 کیلوبایت

برای خرید و دانلود فایل و گزارش خرابی از لینک های روبرو اقدام کنید...

پرداخت و دانلودگزارش خرابی و شکایت از فایل